کاخ هایی برای «خدمتگزاران مردم»، زاغه هایی برای مردم
از اوایل امسال، از رادیو «پوینتات» برنامه هایی با هدف کمک به نبرد با بیماری سل پخش می شود. دولت ازبکستان رسماً در حال نبرد با این مشکل است و شعارها و پیام هایی مانند «پیش از غذا خوردن دستان خود را بشویید» یا «ثروتمند و سالم بودن، بهتر از تهیدست و بیمار بودن است»، همواره شنیده می شوند.
ولادیمیر پِترُف
2009-10-15
از اوایل امسال، از رادیو «پوینتات» برنامه هایی با هدف کمک به نبرد با بیماری سل پخش می شود. دولت ازبکستان رسماً در حال نبرد با این مشکل است و شعارها و پیام هایی مانند «پیش از غذا خوردن دستان خود را بشویید» یا «ثروتمند و سالم بودن، بهتر از تهیدست و بیمار بودن است»، همواره شنیده می شوند.
خواهشمند است به عکس های بیمارستان «اکتبر سرخ»، که زمانی یکی از مراکز مشهور درمان سل در تاشکند بوده است، نگاهی بیاندازید. پیش از استقلال ازبکستان، در این مرکز خدمات درمانی بیماری سل ارائه می شد و آنچه اکنون از آن باقی مانده نیز همچنان به انجام همین کار مشغول است. امروز این مرکز زیر نظر «بیمارستان دوم» کار می کند.
در سرتاسر جهان هزینه های قابل توجهی برای نبرد با بیماری سل اختصاص داده می شود. اما ما چطور؟ ما چگونه با این مشکل برخورد می کنیم؟ امسال به مناسبت گرامیداشت دوهزار و دویستمین سالگرد پیدایش تاشکند، از مبالغ ناچیز اختصاص یافته برای درمان سل باز هم مبالغی کسر شده است. تا به امروز تنها 22 درصد از مبالغ در نظر گرفته شده، برای مقابله با سل واگذار شده اند.
آزمندی و تنگ نظری در همه جا دیده می شود؛ از اقلامی با اولویت بالا مانند دارو و مواد خوراکی که البته به خودی خود راه درمان جامع این بیماری نیستند، گرفته تا مواردی مانند برق (برق از ساعت 8 شب قطع می شود و حتی یک چراغ روشن هم در آزمایشگاه ها باقی نمی ماند!) اما نمی توان این مشکل را تنها بر گردن مخارج برگزاری آیین های دوهزار و دویستمین سالگرد پیدایش تاشکند انداخت. فرآیند زوال و خرابی حدود 20 سال است که ادامه دارد.
اکنون در بیشتر موارد، بیماران ناگزیر هستند که خودشان داروها را تهیه کنند؛ اما همۀ آنها از پس هزینه های آن بر نمی آیند. فراموش نکنیم که درمان سل رسماً رایگان است. در این شرایط، بیمارانی که به اندازۀ کافی تحت درمان قرار نگرفته اند یا دورۀ درمانی خود را تکمیل ننموده اند، به تدریج بیماری شان به حالت مزمن در می آید. در نتیجه، دیگر درمان دارویی برای آنها پاسخگو نخواهد بود؛ چرا که بدن بیمار در برابر دارو مقاوم شده و از آن به بعد است که درمان این گونه افراد دشوارتر می شود.
بیمارستان هایی که آنها را در عکس ها می بینیم، در دوران شوروی پر از بیماران در حال درمان بوده اند. این بیماران اکنون کجا هستند؟ با داشتن شمار زیادی زندانی و محکومین پیشین و کارگران مهاجر در ازبکستان آزاد ما، و با داشتن شرایط کاری که برای ابتلا به سل مناسب است، احتمالا شمار مبتلایان به سل افزایش پیدا کرده و شماری از این مسلولین هم اکنون در میان ما زندگی می کنند و به جای آن که زیر درمان مناسب قرار گیرند، ناخواسته و غیر عمد، عفونت این بیماری را در میان ما پراکنده می سازند.
دولت یک راه حل سریع و موقت برای این مشکل یافته است. بدین ترتیب که فلوروگرافی معمولی که روش معاینۀ پزشکی برای تشخیص بیماری در مراحل نخستین می باشد را از میان برداشته و اکنون بیماران ناگزیر از انجام فلوروگرافی و همۀ معاینات مورد نیاز دیگر می باشند. اکنون درمانگاه های سل دستور دارند که موارد ابتلا را گزارش نکنند و تنها بیمارانی را پذیرش نمایند که دارای نشانه های آشکار بیماری مانند خلط خونی یا خلط آلوده به باسیل کخ می باشند.
با در نظر گرفتن رویکردی که دولت در مقطع کنونی برای رویارویی با این معضل در پیش گرفته است، من بر این باور هستم که نتیجۀ کار، کشتار گروهی مردم ازبکستان خواهد بود. سل یک بیماری شایع در اجتماع است که در زندان ها و محله های فقیرنشین و پر جمعیت گسترش می یابد. قشر تهیدست که نمایانگر اکثریت جمعیت ازبکستان هستند، آسیب پذیرترین افراد جامعه می باشند که در معرض بیشترین خطر ابتلا به این بیماری قرار دارند.
بیایید به سراغ پزشکان، پرستاران، و دیگر بهیاران «بیمارستان دوم» برویم. دولت آشکارا کارکنانش را به حال خود رها کرده است. این عکس، سیاست دولت را در قبال بهداشت همگانی نشان می دهد.
کارکنان بیمارستان که حقوقشان خیلی پایین است، هرچه در توان دارند، انجام می دهند. رؤسای بیمارستان تلاش می کنند تا بخش های زیر نظارت خود را به هزینۀ شخصی خود نگهداری و تعمیر کنند. ساعت 6 بامداد، بخش ها و محوطۀ بیمارستان جارو و شست و شو می شوند. کارکنان پنج تا شش بار در روز بخش ها را نظافت می کنند. چنان چه بیمارستان به اندازۀ کافی اندوختۀ دارو و تجهیزات مورد نیاز در اختیار داشته باشد، بیماران همۀ تزریقات و مراقبت های سرپایی لازم را به همان جدیتی که پیشتر توصیف شد، دریافت می کنند؛ اما این شرایطی است که به ندرت دیده می شود.
آیا به راستی مقامات تصمیم گرفته اند تا پیامدهای ناشی از عدم درمان شایسته و بایستۀ سل در کشور را نادیده بگیرند؟ ما متخصصان و مراکز درمانی مورد نیاز را در اختیار داریم. آنچه از آن بی بهره ایم، تعهد دولت برای ارائۀ منابع لازم به منظور ریشه کن سازی کامل این بیماری است.
می خواهم بر این نکته تأکید کنم که این امر برای تندرستی مردم ما امری حیاتی به شمار می آید. بیماری سل معضلی در رابطه با بهداشت همگانی است و باید به یک اولویت سیاسی تبدیل شود.
من این پیام را در آستانۀ برگزاری آیین های دو هزار و دویستمین سالگرد پیدایش تاشکند، برای رئیس جمهور، وزارت بهداشت، و دیگر نهادهای مرتبط در ازبکستان نیز فرستادم؛ زیرا بیمارستانی که در بالا از آن یاد شد هم بخشی از تاشکند است.
این پیام برای آن است که به رهبران خود یادآوری کنیم که ساختن کاخ برای «خدمتگزاران مردم» نباید تنها اولویت آنان باشد؛ زیرا مردمی که به آنها خدمت می کنند، به بیمارستان، مرکز درمانی، مدرسه، زمین بازی کودکان، و دیگر زیرساخت های اجتماعی هم نیاز دارند.
یا شاید سواره ها از حال پیاده ها بی خبر هستند؟
تنها سه یا چهار بیمارستان از مجموع 11 بیمارستان مسلولین عملکرد خوبی دارند و بقیه در شرایط کاملاً بدی قرار دارند؛ اما همچنان از آنها استفاده می شود.















دیدگاه خود را بفرستید ( شیوه نامۀ بیان دیدگاه ها )
دیدگاه های خوانندگان
همه باید یک روز به قبر بروند. در قبر و در روز جزا آخوند یا آیت الله به داد ما نخواهد رسید. هر کسی با کرده خودش روبرو است. از هر کسی در مورد کرده اش سوال می شود. پس مواظب خودتان باشید و دیگران را نگران نکنید. خدا به حقیقت احترام گذاشته و طرفدار آن است. خدا می گوید لعنت بر دروغگویان. تبلیغی ها اسلام را خراب کرده اند. این خطرناک ترین گروهی است که علیه اسلام ایجاد شده است. واقعا چرا تنها تبلیغی ها در انفجارهای جهان گرفته می شوند. جماعت اسلامی، القاعده، و حزب التحریر بزرگترین سازمان های تروریستی هستند. پیروان آنها باید فکر کنند که چه اسلامی را آنها تعلیم می دهند!
بسم الله! دوست من؛ به تحقیق توجه کن و بپرس و با چشمان خودت ببین که مردم خطرناکی اطراف ما در لباس اسلام هستند که خود را جماعت تبلیغ می نامند و هر بار با نام الله و رسول وارد می شوند اما عملا از آنها پیروی درستی نمی کنند.آنها تنها با شش مساله مبارزه می کنند که نه قرآن است و نه حدیث و نه هیچ جای اسلام پیدا می شوند. این شش مساله در نام کتاب مسیح در کتاب مقدس است که در کلیسا می توانید ببینید. در این کتاب مقدس، کتاب بخش اعمال مسیحیت شش مساله. آنها این را مطرح کرده و در همه مساجد قرار داده اند و قرآن و حدیث شریف بخاری را سست می کنند. جماعت تبلیغ در زمینه این دو کتاب الزامی کار جدی نمی کند و هر روز در صحبت با یکدیگر تحقیق کنید تا ببینید و برای دیگران شرح دهیدد و در خانه محل کارتان دانشگاه مدرسه بیمارستان و مکان های تجاری شرح دهید اگر می خواهید آنها را امتحان کنید از آنها بپرسید کتاب فضل عمل خوب است یا کتاب بخاری شریف کدام از این دو کتاب بهتر است آنها خواهند گفت حدیث بخاری شریف. پس چرا در مسجد آن را مطالعه نمی کنید چرا هر روز در مسجد تعلیم نمی دهید. مراقب باشید آنها هرگز در مسجد تعلیم نمی دهند، این جماعت تبلیغ در سال 2005 حدود 15000 نفر را به لباس مسلمان فرستاد اما آنها در واقع کماندوهای هندو بودند و وارد سوات شدند و سپس به شکل طالبان درآمدند و در سراسر سوات پراکنده شدند و با طرح هند، پاکستان، افغانستان، ایران، چین، آمریکا با کمک اسرائیل شروع به انفجار و حمله انتحاری کردند. اکنون جماعت تبلیغ مردم خطرناکی در جهان شده اند. با آنها نباشید اگر چهار ماه با آنها باشید با صحبت های جادویی مغز شما را هیپنوتیزم می کنند. سپس دیگر دین و دنیا نخواهید داشت چون هر هفته مورد لعن مسلمانان جهان قرار خواهید گرفت. اگر توضیح بیشتری می خواهید در این صفحات با من تماس بگیرید من می نویسم و با شما صحبت می کنم.
مطمئنا مشکلاتی وجود دارند، اما هر کشوری این مشکلات بویژه مشکلات مراقبت های بهداشتی را دارا است. آیا فکر می کنید که همه چیز در روسیه کامل است؟ فقط کافی است بخواهید در روسیه تحت درمان پزشکی قرار گیرید. قیمت ها به ارزانی قیمت ها در ازبکستان نیستند؛ به طوری که آدم برای درمان پزشکی باید خانه اش را بفروشد. ما باید مثبت نگر باشیم. ازبکستان از صلح لذت می برد، از مردم در برابر سرقت، وحشیگری، و سایر جرایم مرتبط با امنیت فردی محافظت می شود. بچه های کوچک بدون والدین خود به مدرسه می روند و از مدرسه بر می گردند، شما در هیچ کجای دنیا چنین چیزی را نمی بینید. قیمتهای مواد خوراکی و مسکن در حد استطاعت است. من تقریبا سه سال است که در ازبکستان کار می کنم، من اینجا به لطف رهبری این کشور و مردم بااستعداد و مهمان نواز ازبکستان، بسیار احساس راحتی می کنم. مشکلات در همه جای دنیا وجود دارند. من آرزوی صلح، سلامتی و شادی برای خانواده های شما، و صبر و هشیاری دارم که شما به اندازه کافی آنرا دارید. پاول.
شایعات در همه جای ازبکستان منتشر شده اند و چیزی برای مردم تغییر نخواهد کرد. نسل کشی علیه مردم انجام می گیرد و همه برای پول و منفعت از آن حمایت می کنند. تنها اعمال مجازات اعدام و قوانین سخت گیرانه تر به اجرای بهتر قوانین کمک میکند. مجازات اعدام و جریمه نقدی منجر به حذف سازمان های فاسد می شود. مصادره کاخ های خصوصی و بخشیدن آن به مردم، فقرا و قربانیان ضروری است.
این روشی است که ما خادمان مردم را بر می گزینیم. آنها یک زندگی شاد و پرزرق و برق دارند، به مردم به دیده حقارت می نگرند، اما یک چیزیکه ما را آسوده می کند، این است که همه ما روزی خواهیم مرد. ما یک زندگی درست را نسبت به دنیایمان طی می کنیم؛ در حالیکه آنها چنین نیستند و سزای آن را خواهند دید، چه چیز دیگری می توانم بگویم؟ همه را اخراج کنید، رهبران باهوش و شایسته را انتخاب کنبد تا امور را تنها در راستای منافع مردم رتق و فتق کنند!
ما خیلی سریع دوستی، برادری، یاری رسانی متقابل را فراموش کردیم، و مهمتر از همه اینکه ما فراموش کردیم که نابود کردن یک به یک مردم آسانتر است، کاری که در واقع اکنون در حال انجام است.
به ما توصیه شده است که در برابر هپاتیت «اِی» واکسینه شویم؛ زیرا بچۀ بزرگ ما در آغاز سال به این بیماری مبتلا شد. آیا می دانید که هزینه آن چقدر خواهد بود؟ 200,000 سوم. ضربدر 2 بچه - 400,000 سوم. پس از شش ماه لازم است دوباره واکسن بزنیم - 400,000 سوم دیگر. مردم در ماه 100-200 دلار درآمد دارند. و چگونه باید زنده بمانیم؟ (تصادفا، هزینه واکسن مشابه در روسیه، نصف این مقدار است). هپاتیت «اِی» در فهرست واکسن های الزامی نیست.
من به همراه پسرم در ماه سپتامبر در آنجا بودم. اوضاع وحشتناک بود. اما پزشکان واقعا خوب و صادق هستند و رایگان به شما مشاوره می دهند. خدا به آنها سلامتی بدهد.
چرا وزیر بهداشت این را نادیده می گیرد؟! آیا او گرفتار پول درآوردن است؟ ما به کجا می رویم؟
خدای من!!!چه بر سر آسایشگاه مسلولین زمانی موفق ما آمده است؟؟؟ من شوکه شده ام! من اولین دوره اینترنی خود را در سال 1989 پس از پایان مدرسه پزشکی بوروسکی در آنجا گذراندم. آدم های بسیار خوب و مهربانی آنجا کار می کردند! کادر آنجا دوستانه برخورد می کردند! آنها به بیماران خوراک می دادند و آنها را مورد درمان قرار می دادند و تمام داروها در آنجا در دسترس بودند. مردم شش ماه آنجا زندگی می کردند و بهتر می شدند! من واقعا با شهروندانی که نیاز به کمک حرفه ای درمانگران دارند، همدردی می کنم.
در کلاس دهم یک داستانی داشتیم. در این داستان سه شاه و سه قاضی بودند که باید تصمیم می گرفتند حکومت چه کسی بهترین حکمرانی است. آنها نخست از یک قلمرو بازدید کردند که در همه جای آن ساختمان های بسیار زیبا وجود داشت، اما مردم در آن حکومت فقیر بودند و از دست شاهشان ناخشنود بودند. سپس از قلمروی شاهی دیگر بازدید کردند که راه های آن با گل های زیبا آراسته بودند، اما مردم آنجا هم فقیر بودند و از شاهشان ناخرسند بودند. سرانجام از قلمروی شاه سوم بازدید کردند و دیدند که مردم آنجا گل به سمت شاهشان پرتاب می کنند و شادی و هلهله می کنند؛ زیرا شاه مشکلاتشان را حل کرده و مردم را متمول کرده بود. همانطور که می بینیم، هیچیک از رییس جمهوران تاریخ پاکستان برای مردم کاری نکرده، بلکه صرفا برای خودشان تلاش کرده اند. تمام مشکلات حل خواهد شد اگر یک آدم صادق بر سر کار بیاید. چرا چنین چیزی اتفاق می افتد؟ چون ما از قوانین خدا اطاعت نمی کنیم. پس اگر ما از آنها اطاعت کنیم، هیچ اختلافی بین مرد فقیر و رییس جمهور و غیره نخواهد بود. اما فکر می کنیم که چنین چیزی ناممکن است. وقتی به دنبال یک رفتار نادرست هستیم به راحتی رخ می دهد. چرا؟ چون ما نمی خواهیم کار درست را انجام دهیم. اگر ما مشکلاتی داریم، ما باید مسئولیت را به کسانی بدهیم که می گویند قوانین اسلام را می کنند. پیشنهادات خیلی ساده و به راحتی قابل انجامند. تمام قوانین اسلام برای این جهانند نه جهانی دیگر.
امیدوارم که دیگران هم چنین مقاله روشنی بنویسند و نظر تمام مردم جهان جلب کنند به این که غرب از چه نوع کشور و دولتی به منظور توجیه برقراری شرایط مناسب کریم اف دیکتاتور حمایت می کند.
این کار خوبی از نویسنده است. این وظیفه هر دولتی است که تسهیلاتی را برای مردم در زمینه بهداشت و فقرزدایی فراهم کند. باید بیمارستان های جدید راه اندازی شوند و سرمایه های عظیمی باید برای این هدف اختصاص یابد.
حاکمان بد مثل والدین بی توجه هستند که بچه های خود را رها می کنند. آنها مراقب سلامتی (بچه های) کشور نیستند و فلسفه طبیعی آنها ساده است «کسی که می خواهد و می تواند تحت هر شرایطی زنده می ماند.» این احتمالاً راهبی برای حل مسئله ازدیاد جمعیت در یک کشور خاص است. قبائلی که در جنگل های آمازون زندگی می کنند درباره مراقبت بهداشتی که دولت تضمین کرده باشد فکر نمی کنند و خودشان مراقب خودشان هستند (مرگ و میر مادران در آنجا بیشتر از ازبکستان است). احتمالاً تا زمانی که وزرای بهداشت، مالیه و دیگر بخش ها بودجه نگیرند و درباره برنامه های مالی اجتماعی تصمیم نگیرند کاری از پیش نمی رود و بیمارانی که سل شدید دارند و جانشان را تهدید می کند، حالا حالا وقت دارند تا تحت پیشگیری و درمان سل قرار بگیرند.
در همه محیطهای زندگی وضع همین طور است! من درباره آن فکر خواهم کرد و به همان شیوه درباره محیط زندگی که می شناسم و جاهایی که وضعیت مشابه یا بدتر دارند خواهم نوشت.