ساخت روگان روابط تاجیکستان و ازبکستان را تیره تر کرده است
برخی تحلیلگران خواستار مصالحه در این زمینه شده اند
نوشته روخشونا ابراگیموا
2010-03-05
دوشنبه -- تاجیکستان و ازبکستان بر سر این کارخانه برق آبی با یکدیگر لجبازی می کنند.
آغاز به ساخت پروژه روغون در رودخانه وخش کاری جز تیره تر کردن روابط دو کشور نکرده است.
تحلیلگران تاجیک می کوشند تا پیش بینی کنند ازبکستان چه کاری انجام خواهد داد؛ چرا که تاشکند شکایت کرده است که ساخت روگان بدون توافقنامه دوجانبه غیرقابل تحمل است.
ازبکستان در مورد نتایج محیط زیستی این طرح چندین بار هشدار داده است. این کشور از همسایه اش در ماه فوریه خواست تا اجازه دهد یک ارزیابی مستقل از اثرات محیط زیستی این طرح صورت پذیرد. شوکت میرزایوف، نخست وزیر ازبک، از روزنامه دولتی پراودا وستوکا ازبک استفاده کرده و به پتانسیل این طرح برای آسیب های محیط زیستی و بروز زلزله اشاره کرده است.
همتای تاجیک وی عقیل عقیلوف در جواب گفته است که تاجیکستان به برق نیاز دارد و مسائل محیطی و جغرافیایی در این طرح در نظر گرفته شده اند.
ازبکستان دست از جنگ لفظی برنداشته است. سلیم دونیوروف، ویراستار روزنامه طرفدار دولت نارودنو اسلوو ازبک نوشته است که تاجیکستان در «معاملات پنهان» دست دارد.
برخی تاجیک ها می گویند که روسیه و ازبکستان 20 سال است تلاش می کنند تا ساخت این کارخانه برق را متوقف سازند.
حاجی اکبر توراجون زاده، سناتور تاجیک، می گوید: «پاکستان (در سال 1992) قول داد تا 600 میلیون دلار به ساخت این کارخانه برق آبی کمک کند ... از همین جا جنگ خونین داخلی آغاز شد. نه روسیه و نه ازبکستان دوست ندارند پاکستانی ها به تاجیکستان بیایند.» اما سرگئی یژکوف، یک تحلیلگر سیاسی مستقل در ازبکستان، وجود هر گونه توطئه را انکار کرد.
او گفت: «نیازی نیست که تصویر دیوآسایی از سرویس های ویژه روسیه و ازبکستان ترسیم کرد. جنگ داخلی در تاجیکستان ابتکار آنها نبود. هیچ کشوری نمی خواهد با در جنگ نگه داشتن همسایه اش برای خود دردسر درست کند؛ چرا که امکان نفوذ همسایه به خاکش در آن وجود دارد.»
تحلیلگران دو طرف در این رابطه اشتراک نظر کمی دارند. اما آنها پیش بینی می کنند که این نزاع ابعاد بیشتری به خود بگیرد.
الکساندر کنیازوف، تحلیلگر سیاسی ازبک، با اشاره به نظر خود مبنی بر اینکه ساخت هر پروژه بر روی رودخانه مشترک مرزی نیازمند توافقنامه بین المللی است گفت: «این کار می تواند تا مرحله مداخله نظامی پیش برود و (ازبکستان) قطعاً چنین حقی خواهد داشت.»
اما رستم سامیف، یک تحلیلگر سیاسی مستقل تاجیک، گفت که وضعیت برای اعلام حق برای یکی از طرفین بسیار مبهم است.
او گفت: «تحت قوانین موجود بین المللی، هیچ ممنوعیت مشخصی برای این کار وجود ندارد؛ چرا که مسئله استفاده از آب های مشترک مرزی منوط به مذاکره است.»
سامیف گفت که رهبری هیچ کدام از این دو کشور ظرفیت سیاسی لازم برای وارد شدن به جنگ بر سر روگان را ندارد.
او افزود: «دوم اینکه، هر کدام از این دو کشور پراکندگی قابل توجهی در همسایه خود دارند (اقوام تاجیک در ازبکستان و اقوام ازبک در تاجیکستان زندگی می کنند) و این چیزی است که تهدیدی برای ایجاد مشکلات جدی داخلی خواهد شد و .... انسجام منطقه ای دو کشور در مواجهه با درگیری قومی را باید مدنظر قرار داد.»
یک تحلیلگر سیاسی مستقل تاجیک که نخواست نامش فاش شود گفت که دشمنی بر سر ساخت این کارخانه برق تا حدودی به تلاش های دو رئیس جمهور برای ایجاد پایگاه های سیاسی باز می گردد.
این تحلیلگر گفت: «اسلام کریموف (رئیس جمهور ازبم) می کوشد تا اثبات کند که چقدر غیر تاجیک است و امامعلی رحمان، (رئیس جمهور تاجیک می کوشد در کشور خودش اثبات کند که تحت الحمایه ازبکستان نیست.»
دونیوروف گفت که این نزاع در جهت یک منفعت خاص است.
او گفت: «آن نیروهایی که با کشورهای همسایه خود غیر دوستانه رفتار می کنند و به بی ثباتی وضعیت در منطقه علاقمند هستند.» از این موضع نفع می برند.
چندین تن از تحلیلگران ازبک می گویند که رسیدن به نوعی توافق ضروری است.
کنیازوف گفت: «ایجاد یک کنسرسیوم انرژی آبی لازم است که (شامل) همه کشورهای حوزه آبریز آرال به اضافه کشورهای سرمایه گذار و همچنین مشتری های بالقوه خارجی مصرف کننده انرژی باشد.»
یژکوف خواستار مطالعه بین المللی پروژه این کارخانه برق آبی شد.
او گفت: «نه! این کار همواره آسان و لذت بخش نیست، اما هر گونه مذاکره راهی برای جستجوی نحوه مصالحه است. مهمترین چیز امروزی احیای اعتماد است.»
دونیوروف موافق است. او گفت: «لازم تحت نظارت سازمان ملل یک ارزیابی (ایمنی و محیط زیستی) در این باره صورت بگیرد.»
تحلیلگر تاجیک که نخواست نامش فاش شود موافق است که ازبکستان از پروژه انتقاد می کند و این پروژه را «منافع عده ای طرفدار دولت می دانند نه یک ملت.»
او گفت: «مخالفان ساخت این سد در اوائل دهه 1990 گفتند که ممناعت کامل از ترواش آب به مخازن نمکی غیرممکن است. پایه این سد چنان شکننده خواهد بود که حتی یک زمین لرزه کوچک آن را جابجا خواهد کرد.»
او گفت: «اکنون آنها اطمینان می دهند که همه چیز لحاظ شده است ... و ... اینکه تونل های زهکشی برای جلوگیری از تراوش آب در طرح ها آورده شده است. با این حال پرسش این است: آیا اکنون شرایط لازم برای رعایت کامل اصول مهندسی وجود دارد؟»













دیدگاه خود را بفرستید ( شیوه نامۀ بیان دیدگاه ها )
دیدگاه های خوانندگان
محض رضای خدا، اجازه دهید این کارخانه برق آبی ساخته شود! من تعجب می کنم این پول ها از کجا می آید؟ شاید از جمشود یا روشن؟
با نگاه به واحد پول، درباره اقتصاد قضاوت نکنید، این احمقانه است. به طور مثال، ارزش لیره ترکیه تا همین اواخر بسیار پایین بود، حتی پایین تر از ارزش سوم ازبکستان، اما به رغم آن، ترکیه یک کشور بسیار توسعه یافته و ثروتمند است. بر خلاف آنچه ارزش واحد پول ما نشان می دهد، ما از نظر اقتصاد، نیروهای مسلح و سایر جنبه ها قویتر از تاجیکستان فقیر هستیم. تاجیک ها و تاجیکستان بدون ازبک ها و ازبکستان وجود نخواهند داشت! شما با هزینه ما زندگی می کنید و بدون ما خواهید مُرد! بنابراین در اینجا حرف نزنید!
من فکر می کنم که رهبری ما باید زمینه های مشترک را پیدا کند. ما باید روگون را به هر حال بسازیم، پس خفه شوید! ما می توانیم خودمان مشکلاتمان را حل کنیم و شما باید بروید پی کار خودتان، می فهمید؟! ما معتقدیم که شما برای ما روی کره زمین وجود ندارید. ما می توانیم بدون شما کارمان را بکنیم. بهترین کاری که می توانید بکنید این است که رئیس جمهورتان را عوض کنید. خوب، نمی توانید، او چه بخواهید چه نخواهید رئیس جمهور مادام العمر است.
فرقی ندارد اگر ازبک ها بخواهند یا نخواهند، تاجیک ها روگان و دیگر تجهیزات اجتماعی را برای خودشان خواهند ساخت تا زندگی عادی را برای مردم فراهم کنند. کریموف چه کسی است؟ حتی ازبک ها هم نظر من را دارند. هر شخص ثالثی به لطف روسیه یا کره زنده مانده است. به نرخ تبدیل ارز ملی ازبکستان نگاه کنید - 100 سوم برابر با 0.25 سامانی است. نتیجه گیری کنید. بگذارید او اول کشورش را مرتب کند و سپس به دیگران درس بدهد که چطور زندگی کنند.
ازبک ها گوش کنید: ما هیچ نیازی به سمرقند و بخارا نداریم، ما بدون این شهرها مرفه هستیم، هیچ تاجیک واقعی در آنجا باقی نمانده است، و این در حالی است که ازبک های ما از ازبک بودن شرمسار هستند. چه چیزی در آن باره خواهید گفت؟ آیا جرات به سخره گرفتن تاجیک ها و ازبک هایی که اصلیتشان تاجیک است را ندارید!!
دیر یا زود همه کشورهای پایین دست رودخانه، چه بخواهند چه نخواهند، باید برای هر لیتر آب پول پرداخت کنند. متاسفانه این آنقدر سریع که ما انتظار داشتیم، رخ نخواهد داد. ذهنیت مردم باید تغییر کند. برای آنها دشوار است که این واقعیت را بپذیرند که باید همانند گاز، برای آب هم پول پرداخت کنند. همزمان آنها به مزیت عددی خود امیدوار هستند. آنها حتی به رویارویی نظامی اشاره می کنند. لشکر پراکنده به کار نیاید. دو صد مرد جنگی به از صد هزار. من به شما اطمینان می دهم که برای شما پرداخت پول آب، ارزانتر از مبارزه با ما است. شما ما را به شرایطی رانده اید که هیچ چیزی برای از دست دادن نداریم و ما بسیار، بسیار از دولت ازبکستان شما خشمگین هستیم. مردم ازبکستان از این دولت ابله و لجوج خسته شده اند.
متخصصان زیادی در روگون حضور دارند، اما مردم فقط برق می خواهند. بگذارید آن را بسازند؛ چون خانواده ها برق می خواهند و نباید فقط در تعطیلات برق داشته باشند. مثل این است که یک نفر بخواهد ماشین بخرد، اما همسایه اش مخالف باشد و بگوید باید متخصصان امتحان کنند که مطمئن شوند این ماشین روزی کسی را زیر نخواهد گرفت. بیایید قبل از اینکه چیزهای احمقانه بگوییم فکر کنیم. ازبکستان یک ماشین تبلیغاتی قدرتمند دارد. این درست است.
دوستان عزیز من یک ایرانی هستم. بنا بر ضرورت کارم درباره کشورهای روسیه و آسیای مرکزی مطاله و پژوهش انجام میدهم و فرهنگ و سیاست و اقتصاد شما را تا حدودی خوب می شناسم. در این میان یک موضوع ذهن مرا مشغول ساخته است... اینکه شما کشورهایی هستید که ریشه تاریخی مشترک دارید و زمانی همگی در بیرق یک پرچم با هم زندگی میکردید و نیازهای همدیگر را تامین می کردید. اینک که به خواست خدا استقلال یافته اید در اصل قضیه هیچ فرقی نکرده است و شما همان دوستان قبلی هستید که باید با هم همکاری کنید و مشکلات خود را حل کنی. دولتمردان شما باید تصمیم بگیرند که یکبار برای همیشه به موضوعات میان خود پایان بدهند و به مشکلات نگاه حیثیتی نداشته باشند.. کشمکش میان شما تنها به خواست و عزم و اراده خودتان حل خواهد شد.. با آرزوی برقراری همیشگی صلح و دوستی
من یک چیز را نمی فهمم! ما نیروگاه را خواهیم ساخت، اما هیچکس نمی تواند آب را قطع کند. آنها فقط به ما حسادت می کنند.
آنهایی که بحث و جدل می کنند، دشمنان هر دوی ما هستند. طرف سوم همیشه ار دو همسایه اش را به ستوه می آورد. تنها ایمان ما به خدا و صبر و تحمل در برابر یکدیگر می تواند ما را نجات دهد.
تاجیکستان بدون روغون آینده ای ندارد! ازبکستان در آینده از روغون بهره می برد. تاجیک ها و ازبک ها یک راه دارند؛ روابط همسایگی خوب، و دیگر چیزی اهمیت ندارد؛ در حالی که اروپا متحد می شود، ما در جهت مخالفت حرکت می کنیم!
تاجیک ها چیزی به کسی بدهکار نیستند؛ به ویژه به ازبک ها.
نیازوف، ما گروهی از مجاهدان تاجیک مایلیم با شما ملاقات کنیم. کجا می توانیم شما را پیدا کنیم؟ باور کنید، شما و همکارانتان روش های درمان ما دوست خواهید داشت.
ما از هر دو دولت درخواست می کنیم تا مشکل آنجا را با درک متقابل و تمرکز بر روی توسعه و نه تخریب، حل کنند. زمان آن رسیده است که به طور صلح آمیز انقلابی برای توسعه و سازندگی را ایجاد کنیم و دنیا را به بهشتی پر از صلح تبدیل کنیم.
نیازف یک ابله است!
آنها نباید رهبران ازبک را دست به سر می کردند. اکنون سیاستمداران تاجیک دارند نتیجه اش را می بینند. اگر ازبکستان خواسته بود، شما در عرض یکسال روغون را ساخته بودید. هنوز برای تجدیدی روابط خیلی دیر نیست، اما نه با وجود رحمان. او بیش از حد درباره کریموف بزرگ و محترم ما حرف زده است. کریموف می داند چه کار کند و ما هم از سیاست هایش حمایت می کنیم.
بله من می خواهم که شما به نظر من گوش کنید! مهم نیست که تاجیک یا ازبک، مسلمان یا بودایی هستید. هر کشوری آدم خوب و بد دارد. من خودم ازبک هستم. 17 سال دارم. اگر ازبک ها را بد می دانید لازم نیست فکر کنید که همه ازبک ها بد هستند ازبک ها، شما نیز نباید فکر کنید که همه تاجیک ها اینطور هستند. آدم ها با هم فرق دارند. شهروندان گرامی تاجیکستان، لطفا درباره حسادت صحبت نکنید، ما نیز از داشتن یک همسایه پیشرفته خوشحال می شویم. باشد که خداوند به شما کمک کند چیزی که می خواهید را خودتان بسازید؛ در حالیکه همزمان در امور دیگران هم دخالت نکنید. در مورد سمرقند و بخارا شما کاملا اشتباه می کنید. حتی یک نفر از تاجیک هایی که در این شهرها زندگی می کنند نمی گویند که سمرقند و بخارا شهرهای تاجیک هستند. و اگر فکر می کنید که مردم ما می خواهند با شما بجنگند، به اینجا بیایید و مناطق باقیمانده ما را با شهرهای بالصطلاح تاجیک مقایسه کنید. قطعا خواهید دید که در تاجیکستان هیچ شهری به زیبایی سمرقند و بخارا وجود ندارد. این یک نمونه دیگر است: در آمریکا یک تاجیک که ده سال به خانه برنگشته بوده است با یک ازبک برخورد می کند که او هم 15 سال بوده است که نان فطیر تنوری نخورده بوده است. آنها فورا با کلای تیوبیتیکا، لباس چاپان و گالش همدیگر را می شناسند. فکر می کنید بعد چه کار کردند؟ آنها یکدیگر را بغل کردند و فورا یکدیگر را به پلو دعوت نمودند! پس تاریخ ما به بزرگی و کوچکی این مردم است، مسلمان و ارتدوکس شرقی، ازبک و تاجیک؟ خدا به همه شما رحمت بفرستد. هوشیار باشید. لازم نیست بدون اینکه یکدیگر را بشناسید یا از باری که دیگری حمل می کند خبر داشته باشید یکدیگر را متهم کنید.
نیروگاه برق آبی باید ساخته شود؛ البته اگر به کسی آسیب نمی رساند. تاجیکستان کشوری فقیر و بی چیز است و دالانی برای قاچاق به شمار می آید. هیچ چیز خوبی از این جا به دست نمی آید.
خدا چماقی را به مسلمانان داد تا آنها بتوانند همدیگر را با آن بزنند. در حالی که ما مشغول شکل دهی روابط خود هستیم، سایر کشورها به آسمان ها خواهند رسید. سرانجام ما می مانیم و این چماق!
من فکر می کنم که این ابلهانه است که ما کار بهتری از دعوا بر سر روغن ریخته، برای انجام دادن نداریم. هر جا که برویم، ما را آسیایی خطاب می کنند. این یعنی اینکه ما یک خانواده هستیم. مادربزرگ من اهل ازبکستان است. وقتی بستگان من عروسی یا مناسبت دیگری دارند، ما نمی توانیم به خاطر مشکلات اخذ ویزا به آنجا برویم. روغون ایده ای خوب است. ما برق خواهیم داشت. من از پروژه روغون حمایت می کنم.
شهروندان ازبک آیا به نظرتان نمی رسد که شما بسیار گستاخ هستید؟ چرا مردم فقیر تاجیک ما باید برای کار به روسیه سرد بروند تا روزی بچه های خود را دربیاورند و در آنجا تحقیر و کشته شوند - من حتی از آموزش دادن آنها هم صحبت نمی کنم - و شما ازبک ها فکر می کنید که ارباب هستید؟ ما آنقدر تاجیک ثروتمند نداریم. در واقع همه می دانند که آنها چگونه ثروتمند شده اند. اما خدا وجود دارد و دیر یا زود نتایج بد هر چه که از خون مردم و اشک مردم به دست آمده است، گریبان آنها را خواهد گرفت. چنین باد. ما تاجیک ها مردمی ساده و شاید حتی بدوی هستیم؛ زیرا پایین کشیده شده ایم. مردم کمی در زمان اتحاد جماهیر شوروی آموزش دریافت کرده اند زیرا در مزارع زحمت می کشیدند. تنها تاجیک های شمالی از تحصیلات بهره می بردند و کارهای داشتند که کثیف نبودند. ازبک ها فقط در کار فریب مردم بودند. و این نیروگاه برق آبی اصلا ربطی به کارهای کثیف شما ندارد. اگر نیروگاه شما بود، از ما پرسش نمی کردید. شما یک مشت پست متقلب هستید. کاش فقط می توانستم شما و چینی ها در تاجیکستان را به جهنم بفرستم.
ما نباید ازبک ها را چنین بدنام کنیم! ما نباید برای همه مشکلات آنها را سرزنش کنیم. به همین ترتیب، ما هرگز با ازبک ها برابر نخواهیم بود. نگاهی به فرهنگ، آموزش و دولت آنها بیاندازید! و ما تاجیک ها در این تقریبا 20 سال پس از استقلال به چه چیز رسیده ایم؟؟؟ حتی اگر 20 سال دیگر هم چنین بگذرد، روغون کامل نخواهد شد و ما همچنان دست گداییمان دراز است و به روسیه، ازبکستان و خیلی زود به آمریکا وابسته خواهیم بود. مردم ما همانگونه خواهند ماند که در گذشته بوده اند: احمق!!!
سلام آقا من وهاب هستم و از کشورهای شما بازدید خواهم کرد.
هاها! ازبک ها رفیق-رفیق شده اند. ازبک ها آدم نیستند. آنها به دنبال جایی هستند که اکثریت را به دست آورند. بروید به جهنم! ما روغون را می سازیم.
شما همه موضوع را درک نکرده اید. روغون آینده ما است. ما به ازبک ها کمک خواهیم کرد. شما واقعا برق ما را در سمرقند و بخارا خواهید داشت.
درود بر شما ای برادران مسلمان من! ما درباره چه با هم بحث می کنیم؟ ما تاجیک ها و ازبک ها همواره یک خانواده بوده ایم. اما، شما زمستان 2008 را به یاد بیاورید، زمانیکه نوزادان در زایشگاه ها و دانشجویان در خوابگاه ها جان باختند و مردم دو ماه از بی برقی و بی گازی رنج بردند. برق ما از جمهوری ازبکستان می آمد. چرا ازبکستان برق و گاز ما را قطع کرد وقتی ما پول آن را همانگونه پرداخت می کردیم؟ و ازبکستان را بر آن دارید که میدان های مین در مرز را پاکسازی کند. چه تعداد زن و کودک به واسطه این مین ها جان باخته اند؟ شما شهروندان ازبکستان از این موارد آگاه نیستید. آنها سپس مرز ازبکستان را برای عبور خودروها باز کردند، اما اجازه ندادن خودروهای ما عبور کند. چه چیزی دارید که در این باره بگویید؟ ما چه ارتباطی با کمبود آب شما داریم؟ اقدامات شما مناطق جیزک و سیردریا را به بیابان تبدیل کرده است. کاری به آب نداشته باشد و هیچ جایی خشکسالی پدید نخواهد آمد. شما ضمنا می گویید که دولتی ثروتمند دارید، اما مردمتان برای کار به اینجا می آیند. در این باره چه دارید بگویید؟ چرا ما چنین دولتی داریم، اما مردم فقیرند؟ ما می توانیم هر کاری می خواهیم انجام دهیم، و در قلمروی سرزمینمان این کار را انجام می دهیم، شما موافق خواهید بود. من خودم یک ازبکم و شهروند تاجیکستان هستم. من سرزمین مادریم را دوست دارم اما سر راه ما قرار نگیرید. و با این ترتیب، ما نیازی به قضاوت دراینباره که هر کسی باید چه کاری انجام بدهد نداریم. ما آدم های پرافاده و تن پروری داریم که پشت میزها می نشینند و برای هیچی پول می گیرند.
خوب، آنها زیاد استدلال می کنند، اما اگر صریح صحبت کنم اهمیتی نمی دهم چه کسی چی می سازد. به خاطر این مسائل، افسران پلیس ضد شورش در تاجیکستان شبانه بدنبال ازبک ها هستند. آنها ماشین ها را کنار می زنند، پاسپورت ها را چک می کنند و درباره ملیت افراد سوال می کنند. من نشنیده ام که چیزی شبیه به آن در ازبکستان رخ دهد. اینجا کسی تاجیک ها را آزار نمی دهد. فرصت های شغلی برای همه بدون توجه به ملیتشان ارائه می شوند. در حالیکه فرصت های شغلی کم شده اند، آنها شروع به کشف و تنبیه افراد متفاوت کرده اند. (دو رییس دولت این امر را بدون کمک ما انجام می دهند). ما درک نمی کنیم، اگر دردسر شروع شود، مردم کسانی هستند که رنج خواهند دید. سیاستمداران هیچ اهمیتی به مردم نمی دهند، ما برای آنها گوسفند هستیم، ما همان جایی می رویم که به ما گفته خواهد شد. مردم، به پیامدهای آن فکر کنید! پرسش این نیست که چه کسی از نیروگاه برق سود می برد، مردم 10 درصد رنج خواهند برد بدون توجه به آنکه تاجیک یا ازبک باشند. مردم به علت بحران، زمان سختی داشته اند، شما می گویید: «من سرسخت هستم و این کار را اداره خواهم کرد.» چه کسی به این نیاز دارد؟ بنابراین، پیش از صحبت، دو بار فکر کنید.
با احترام بسیار برای مردم تاجیک که بیست سال تلاش کردند بدون از دست دادن هویتشان، از یک چاه بیرون بیایند. ازبکستان برای درک ارزش صلح، نیازمند یک جنگ داخلی است. چه تفاوتی بین ازبک ها و همسایگان تاجیک ما وجود دارد؟ روس ها هر دوی آنها را اسکیبی می نامند. حوادث قرقیزستان به روشنی نشان داد که همه از بی تدبیری ما بهره مند می شوند. اگر ما آنقدر خوب هستیم، چرا در امتداد مرز مین کار می گذاریم تا کارگران عادی بر روی آن روند و زندگیشان را از دست بدهند؟ ما شدیدا با مخالفت روبرو هستیم، ما چه حقی داریم تا ساخت نیروگاه برق آبی روگون که بر روی منابع تجدیدپذیر ساخته می شود را ممنوع کنیم ؟ این یک نیروگاه اتمی نیست. بخش انرژی ازبکستان را در نظر بگیرید، 60 درصد برق توسط نیروگاه های برق حرارتی تولید می شود که سوخت می سوزانند و محیط زیست را میلیون ها بار بیشتر از کوره های گداز تاجیکستان آلوده می کنند. پس خرد ازبکی ما کجاست؟ ما از جان همسایگان خود چه می خواهیم؟ تاجیکها و ازبک های معملی، مرفه نیستند، این در حالی است که نویسندگان و مولفان به هر طریقی سعی می کنند کارها را بدتر کنند. من برای ازبک بودنم سزاوار سرزنش نیستم و آنها برای تاجیک بودن خود و دوست داشتن کشورشان به مانند ما ازبک ها، سزاوار سرزنش نیستند. من از همه مصرانه می خواهم که به یکدیگر یک لطفی کنند. دولت ازبکستان باید فورا پای میز مذاکره با رحمان بنشیند و پیشنهاد کمک به ساخت سد روگون را ارائه کند. مردم ازبکستان نمی خواهند در آسیای میانه شهرتی به عنوان فاشیست داشته باشند!
همسایه عزیز، شما ایده های جنون آمیز خارجی را دنبال می کنید، صدور برق سودهایی عظیم را به همراه خواهد داشت، اما افسانه هایی را هم به میان می کشد، لطفا واقع بینانه تر نگاه کنید.
ما تاجیک ها هرگز قادر به ساخت یک نیروگاه برق آبی نخواهیم بود و هر تاجیکی این را می داند. اجازه بدهید تا در صلح زندگی کنیم.
ما نیروگاه برق آبی را خواهیم ساخت، چه بخواهید چه نخواهید!
نمی دانیم که این بازی که بود، اما مسئولان بار دیگر مردم تاجیکستان را فریب دادند. آنها پول جمع کردند و اکنون نمی دانند باید با آن چه کنند. آنها نمی توانند از آن استفاده کنند؛ زیرا اجازه ساخت نیروگاه هنوز به آنها داده نشده است.
این بازی روسیه است، آنها این کار را فقط برای روسیه می کنند.
مردم تاجیک و ازبک یک ملت هستند با زبان های مختلف. شما نباید اینچنین رفتار کنید. ما به جنگ نیاز نداریم. به اندازه کافی جنگ در دنیا وجود دارد، اینطور نیست؟ نگاه کنید چه بر سر عراق آمده است. ایران کشور بعدی است. این حرامزاده ها می خواهند که ما وارد جنگ شویم. آنها از این منفعت می برند. روسیه از یک طرف پشتیبانی می کند و آمریکا از طرف دیگر، و آنها ما مسلمانان را خواهند کشت. ما به این نیاز نداریم. ما باید متحد باشیم. السلام علیکم.
من پسر خابیبولو یحیی یویچ آریپوف هستم. آن طور که می بینم، آن کسی که این را نوشته از شرم مرده است و هیچ وجدانی ندارد. میرزوکوربن سوخروبوف داستانش را درباره سد روغون و درباره مردی که سه سال پیش درگذشت، یعنی ک. ی. آریپوف مرحوم، مدیر و موسس مرکز پیشگیری از ایدز در منطقه سغد که نقشی عمده در پیشگیری از گسترش اچ آی وی در جمهوری تاجیکستان و بیرون از این کشور داشت، نوشت. میرزوکوربن سوخروبوف، من منتظر معذرت خواهی رسمی شما هستم.
همدیگر را بکشید ... کاری کنید که روس ها خوشحال شوند ... احمق های نفهم!
مردم، دست از بحث درباره چیزی که قرار است اتفاق بیافتد بکشید. خدا می خواهد که نیروگاه آبی راغون ساخته شود. این خواست خدا است!!! به جای حمله به یکدیگر، با واقعیت رو به رو شوید. من به عنوان یک مسلمان از همه رهبران و مسئولین در کشورهای آسیای میانه درخواست می کنم. دست رقص برای خوشنود کردن «قدرت بزرگ» بردارید. این دشمن واقعی ما است! آنها با «خرهای سیاه» خواندن ما همیشه ما را تحقیر می کنند. آنها از این اصطلاح برای نامیدن نه فقط تاجیک ها بلکه ازبک ها، ترکمن ها، قرقیزها، قزاق ها و همه آسیای میانه استفاده می کنند. روس ها ما را اسکیبیز می نامند. مقامات روس نمی خواهند کشورهای آسیای میانه متحد شوند. وقتی رهبران احمق ما دست از دعوا بردارند و متحد شوند، ما همه چیز خواهیم داشت. این اتحاد بهتر از اتحادیه اروپا خواهد شد و ما به کسی وابسته نخواهیم بود و هیچ کس به دنبال کار کردن در روسیه نخواهد بود. ما از کسی نخواهیم ترسید و دیگر فحش و ناسزا نمی شنویم. این مربوط به همه ما است. چه کسی از رژیم ویزا میان ازبکستان و تاجیکستان سود می برد؟ آیا بودجه این کشورهای نیاز به چنین درآمدی دارد؟ آیا مردم از آن سود می برند؟ افرادی در منطقه مرزی هستند که به آنها پیاتیدنوکا [مادر پنج روزه] می گویند که یک زن ازبک است که با بستگانش در تاجیکستان یا برعکس ازدواج می کند. آنها باید در طی پنج سال هر پنج روز از مرز عبور کنند. خوب است یک مادر پنج روزه را با سه بچه و یک نوزاد در بغلش ببینیم که ساعت ها در یک صف طولانی ایستاده است که هوا 20 درجه زیر صفر سلسیوس سرد است یا 50 درجه گرم است بدون اینکه بالای سرش سرپناهی باشد؟ آنها می گویند که مسلمانان برادران یکدیگر هستند، ما همه مسلمان هستیم. چرا ما باید وقتی همه چیز داریم به جز دوستی و درک به دیگران وابسته باشیم؟
«همه تاجیک ها می گویند که نیروگاه برق غرور ما است و ما از اصل یک ملت تاریخی هستیم.» هی تاجیک ها بیدار شوید، عمقی فکر کنید، شما در امروز زندگی می کنید، اگر به تاریخ تان احترام می گذارید به ازبک ها هم احترام بگذارید؛ چون به هم مرتبط هستند. امامعلی رحمان رئیس جمهور شما بازیچه دست روس ها است و او سیاستمدار خوبی نیست. عصبانی نشوید، این درست است. به سال های 1991 تا 2009 نگاه کنید، این نشان می دهد که روش ازبک ها بهترین روش در آسیای میانه بوده است. تاجیکستان هنوز به فکر روسیه وابستگی دارد، بدون روسیه دولت شما هیچ چیزی نیست. (حتی شما فکر کنید که تاجیکستان یک کشور مستقل است} وقتش رسیده که «امامعلی» را عوض کنید
همسایگان ما همیشه فکر می کنند که تاجیکستان باید یک کشور توسعه نیافته باقی بماند اما امیدوارم روزی برسد که ازبک ها گدایی برق از تاجیکستان بکنند مثل این روزها که گدایی آب می کنند اما این کار زمانی صورت می گیرد که رهبران ما فساد را کنار بگذارند و به افراد تحصیل کرده فرصت بدهند اگر مثل الان پیش برود وضع تاجیکستان از این هم بدتر می شود. اما مسئولیت ما
ما آن کارخانه را خواهیم ساخت چه بخواهید یا نخواهید
بچه ها، ببینید. چرا ما به این چیزها نیاز داشته باشیم؟ این سایت و این صفحه توسط سرویس های مخفی روس مورد استفاده قرار می گیرند تا مغز شما را شستشو دهند. آنها از آن برای راضی کردن استفاده می کنند و شما آن را گاز می زنید. من آن را خواندم و درباره اش فکر کردم. چرا ما در آسیای میانه روسیه را با ثروت خودمان نیاز داریم؟ ما نفت، گاز، نان، پنبه، آب داریم چرا شما نباید دوست باشید و همکاری کنید؟ ایوان آن را دوست ندارد. روسیه می گوید که اگر این چیزها از آنها نبود، ما احمق می شدیم. ایران حتی یک دونه روس هم ندارد، پس احمق هستند؟ من فکر می کنم بهتر است کاری کنیم که این انگل ها آسیای میانه را ترک کنید. مساله رودخانه آرال را نمی توان فوری حل کرد. نگاه کنید هر چند وقت در روسیه سیل می آید. کندن یک کانال به رودخانه آرال غیرممکن است؟ البته نه. وقتی ما گلوی هم دیگر را فشار می دهیم، ایوان از گاز و ذخائر دیگر سود می برد. برادران. پیامبر، صلوات الله علیه، گفت: مسلمانان برادر یکدیگر هستند. اجازه بدهید همیشه به حرف آن مرد بزرگوار گوش دهیم و دعوا نکنیم. بیائید از این صفحه شیطانی برویم چون این کار شیطان است. اجازه دهید بعد از نماز صبح دعا کنیم و آن را برای اجدادمان بفرستیم و آنها ما را خواهند بخشید. حرصی وجود نخواهد داشت و مشکلات کمتر می شوند. خدا به شما و خانواده اتان سلامتی بدهد.
من از اخبار روگون شوکه شدم. اپراتورهای تاجیک نتوانسته اند به هدف مشخص شده در خرید سهام نیروگاه آبی برسند و دولت دستور داده است آنها مجازات شوند و همه بیلبوردهای اپراتورهای تلفن همراه برداشته شده اند. این تنها صنعتی است که در تاجیکستان نسبت به دیگر کشورهای آسیای میانه سرعت رشد بیشتری داشته است، اما اپراتورها تحت فشار سنگینی قرار گرفته اند. من نمی دانم دولت چه فکری می کند؛ این کار ظلم است.
ازبک های عزیز، یک سر بروید کتابخانه، اگر کتابخانه دارید و کتاب های تاریخ ازبک را بگیرید. من پیشنهاد می کنم که یک نگاهی به آخر کتاب در جایی کنید که تاریخ و کشور محل نشر را نوشته است. چرا باور کرده اید که زمین دارید؟ اگر تاریخ ندارید چطور زمین دارید؟ هیچ ملت ازبکی وجود ندارد بلکه فقط چوپانان گوسفند ترک وجود دارد. آنها مرزی نداشتند و در سراسر آسیای میانه می چرخیدند. آنها بتدریج تعدادشان زیاد شد و شروع به حمله به کشور تاجیک کردند. پس از آن صلح برقرار شد و آنها در مناطق مرزی بخارا زندگی می کردند. حتی یک ازبک هم قبل از انقلاب در سمرقند و بخارا زندگی نمی کردند. وقتی فرونز آمد، او به آنها اسلحه داد و آنها به امیر بخارا حمله کردند. در کل باید از خدا بترسید و دست از فریب دادن مردم عامه بردارید. من فکر نمی کنم ما باید بگوییم که شما بر روی زمین چه کسی زندگی می کنیم. ما چه کار بدی با شما کرده ایم؟ من فکر می کنم شما می دانید بر روی زمین چه کسی زندگی می کنید. اگر تاجیکستان ادعای زمینش را بکند چه کار خواهید کرد؟ آیا می خواهید ازبکستان از الگوی گرجستان و یوگسلاوی پیروی کند... خدا رحم کند! اگر ما روگون را به روسیه بدهیم چطور؟ آنها به شما یک جفت دستکش کودکانه هم نمی دهند. روسها بین ما و سود آن یک فاصله ایجاد کرده اند. ما نمی دانیم چطور بر آنها فائق بیائیم اما شما می توانید بگذارید بیایند. کشور تاجیک قدیمی ترین کشور جهان با فرهنگ، سنتها و تاریخی غنی است. حتی یک دانشمند هم این را انکار نمی کند. ما می خواهیم خوب و با احترام زندگی کنیم. در غیر اینصورت، تجارت میان کشورهای ما می تواند رشد کند و مردم می توانند اقوامشان را ببینند. خدا بی عدالتی را مجازات می کند و امید است که آنهایی مجازات شوند که حقشان است و نه مردم عادی. خدا به شما و خانواده هایتان سلامتی بدهد.
راغون افتخار ما است، استقلال اقتصادی ما است، ما چه شما (ازبک ها) بخواهید چه نخواهید آن را خواهیم ساخت.
آب پول است. اقتصاد بازار است. ما قسمتی از چین نیستیم. ازبکستان کمونیست سال ها پیش تمام شد. من بابت گاز ازبک پول می دهم. چرا شما نباید آب از تاجیک بخرید. فحش نیست من مادرم ازبک است.
ما نیروگاه آبی را می سازیم و هیچکس نمی تواند مانع ما شود. چون این افتخار ما است. ازبک ها نمی توانند مانع ما شوند، می فهمید؟!!!!!
صلح مهمترین چیز در این زندگی است.
بچه ها، اجازه دهید دوست باشیم. واقعاً، همه موانعی که توسط ازبکستان سر راه ما قرار می گیرد برای ما سود دار؛ چون ما جمهوری مستقل خودمان را زودتر می سازیم.
گورباچوف استاد همه این درگیری ها است. از استقلال لذت ببرید.
شماها خُل شده اید؟ نماینده چه ملتی هستید؟ بعضی ها می گویند ازبک ها عوضی هستند و بعضی هم می گویند که تاجیک ها احمق هستند و از این چیزا. فکر کنید! تاجیک ها و ازبک ها یک ملت هستند! به خاطر یک نیروگاه در مورد این ملت دروغ نگوئید! در مورد یکدیگر دروغ نگوئید! من آذربایجانی هستم! در بین دوستانم هم ازبک است و هم تاجیک! مثل فاشیستها به یکدیگر چیزهای بد و احمقانه نگوئید! ای ملت بیدار شوید! دست خدا و سیاستمدارها است که این نیروگاه را بسازند یا نسازند! کار شماها نیست! وقتی می گوئید ازبک ها گوسفند هستند یا تاجیک ها گوسفند هستند، خودتان مثل گوسفند می شوید! من خودم نیمه ازبک هستم و دوست دخترم تاجیک است. من هیچ وقت به او احمق یا گوسفند نمی گویم؛ چون می دانم که ما یکی هستیم! خدا نگهدار!
پیش از این که نیروگاه آبی بسازید، بهتر است کمی فرهنگ سازی کنید! تاجیکستان فرهنگش 0 درصد است. کمدی «ناشا راشا» این را ثابت می کند!!! نه رئیس جمهور تاجیکستان و نه مردم تاجیک را نمی توان بابت کارهایشان سرزنش کرد. امامعلی یک نادان احمق است: با خبرنگاران مصاحبه می کند و بعد می گوید این حرفها بین من و شما بماند و همین جا فراموشش کنید!!! این امامعلی عقب افتادۀ ذهنی است.
دو تا روستا در جهان بود. مردمان مختلفی با فرهنگ ها، رسومات و سنت های مختلف در آنها ساکن بودند. هر کدام از این روستاها پر بود از عطر دیوانه کننده گل ها و همگان خوشحال بودند. ساکنان این دو روستا هر روز صبح با آواز دلنواز پرنده ها و صورت خدان بچه ای که از پنجره بیرون را نگاه می کرد بیدار می شدند. آنها در کمال دوستی در جوار هم زندگی می کردند و از زندگی خود لذت می بردند. یک جوی آب میان این دو روستای کوچک جاری بود. تا اینکه خشکسالی شد. مردم روستای بالادست رود شروع کردند به فکر کردن در مورد شدت این مسئله و ساکنانش تصمیم گرفتند که آب را ببندند و تا حدی باعث شدند تا روستای پایین دست رودخانه با مشکل آب مواجه شود. روستای پایین دست از کمبود آب رنج می برد و وقتی دیگر آبی به آنجا نرسید کودکان خردسال از بی آبی مردند، مردان روستای پایین دست تصمیم گرفتند کاری بکنند. آنها پیش همسایگانشان رفتند و سعی کردند پیچیدگی اوضاع و فراگیری آن را توضیح دهند. کدخدای روستای بالادست با دقت به حرفهایشان گوش داد اما از رها کردن آب در رود مشترک خودداری کرد و گفت که این رودخانه از روستای بالادست سرچشمه می گیرد و متعلق به روستای بالادست است. «همه آب حق ما است اما یک کمی هم به شما می دهیم. بابت همین هم باید از ما تشکر کنید.» مردم روستای پایین دست توضیح دادند و توضیح دادند که ما آب کافی برای کشاورزی و آشامیدن نداریم و به همین علت مشکلات زیادی برایمان پیش آمده است و بچه هایمان می میرند. آنهایی که می خواستند این موضوع حل شوند گفتند که این طور نمی شود ادامه داد ... و از آنجا رفتند.
سه روز بعد، یکی از ساکنان ناامید روستای پایین دست سد را شکست، اما «مالکان» آب او را به این خاطر کتک زدند. هدف او کمک به دوستان و اقوامش بود. آب برای همه ساکنان آن روستا حیاتی بود و آنها رفته رفته در حال مرگ بودند. مرد بیچاره تا آنجا که می توانست مقاومت کرد تا نگذارد ساکنان روستای بالادست دوباره آب را ببندند، اما در این بین نفس های آخرش را کشید و مرد. وقتی ساکنان روستای پایین دست از این مصیبت وحشتناک مطلع شدند تصمیم گرفتند که از دشمن انتقام بگیرند. جنگ در گرفت. ساکنان روستای پایین دست چیزی برای از دست دادن نداشتند و با ناامیدی می جنگیدند. در اثر جنگ، دو روستا کاملاً ویران شدند. فقط خرابه ماند و خانه های خالی با سقف های ریخته و پنجره های شکسته. در آنجا دیگر تنها صدای پارس سگ ها و زوزه گرگ ها شنیده می شد. اگر ساکنان روستای بالادست با همسایگانشان هم دردی می کردند، در این مشکل با هم شریک می شدند، با کودکان آنها مانند کودکان خودشان رفتار می کردند و به تفاهم می رسیدند همه چیز فرق می کرد و رودخانه با آب شفاف و بلوری اش با خون قرمز نمی شد. همیشه باید نگاهی به ریشه مشکلات انداخت. پیشگیری همیشه از درمان بهتر است. به انسان عقل داده شده است تا در صلح زندگی کند، به خالق اعتقاد داشته باشد و برای همه اطرافیانش خوشحالی آرزو کند. این حس زندگی انسانی است.
هر چند وقت یک بار چیزهایی که از بالا به مردم داده می شود آنها را می کشد. زندگی ما را در معرض آزمایش قرار می دهد. در آن زمان ها، لازم است که به عقل انسانی و ذات انسانی رجوع کنیم؛ چون خدا بخشی از خودش را به ما داده است. او می خواهد ما انسان ها در زمان های سختی هم آدم بمانیم؛ نه این که به حیوان تبدیل شویم. خشکسالی دیر یا زود تمام می شود و همه چیز درست مانند گذشته خواهد شد. خودخواهی، بی عدالتی، و حرص و آز گاه بیش از حد می شود و وجدان را از بین می برد. ارزش های انسانی در چنین زمان هایی معنای خود را از دست می دهند. در زمان های سختی است که انسان ها باید ارزش خود را ثابت کنند و به یکدیگر کمک کنند. پس از آن فقط خدا که به ما روح داده است از ما محافظت خواهد کرد و ما را دوست دارد و به ما شادمانی واقعی را عطا می کند.
بچه ها، بگذارید دوست باشیم. ما به هر حال راغون را می سازیم! نگران نباشید، بی فایده است.
برادران و خواهر. من کلمه «ازبِک» را نمی فهمم. هیچ کشوری به اسم «ازبِک» وجود ندارد. لطفاً در نظرات بعدی از کلمه درست «ازبَک» استفاده کنید که درست است. کلمۀ «ازبِک» از روسی به آسیای میانه آمده است.
من می خواهم از متخصص تاریخ بپرسم آیا امیر تیمور سمرقند و بخارا را ساخت؟ شما یک تاریخدان شپشو هستی. وقتی این دو شهر ساخته شدند حتی آدم هنوز به دنیا نیامده بود. اکنون کریموف در حال بازسازی این دو شهر است. شما باید بدانی که پیشینیانت حق نداشتند حرف بزنند، احمق. به دلیل همین بزدلی هنوز بخشی از جمهوری ازبک هستید. بگذار به تو بگویم که تاریخ ازبک آنقدر غنی نیست. تیمور سال ها مکانیک بود اما آنها بعدا بیرونش کردند. دولت ازبک بعد از انقلاب 1917 ایجاد شد اما زمین و دولتی قبل از آن نداشتند. آنها این زمین ها را از پیشینیان احمق تو گرفتند و هنوز هم آنها را دارند. تو حتی یادت رفته است که مردم تاجیک یا همان سغدهای معروف هزاران سال پیش در کنار رود سیری دریا زندگی می کرده اند. آنها مردم اصیلی بودند نه مثل تو. من هر چه نوشته ای را خواندم و باهات موافقم که ازبک ها بسیار شجاع هستند چون مغز تاجیک ها را به این خوبی شستشو داده اند. بجای حمایت از کشورت این اراجیف را می گویی. برادر یادت باشد تاجیک هستی. یک ملت عالی، اما ازبک ها همیشه خواسته اند حرف بزنند. چرا باید دیگران به ما حسودی کنند؟ مردم تاجیک گذشته ای دارند که اسمش تاریخ است، چیزی که ازبک ها ندارند و نمی توانند داشته باشند. کسی که گذشته ندارد آینده هم نخواهد داشت. افتخار کن و آنها را باور نکن. مثلاً ازدواجهایشان را در نظر بگیر - آنها بدتر از روس ها نیستند. در 1917 تاریخ تکرار شد زمانی که ایوان به سرزمین ما آمد و از آدم های احمق حمایت کرد، این همه تاریخ ازبک است. «تاجیک» را باباجان غفاروف بخوان. نباید بهت برادر می گفتم اما به احترام اجدادمان به تو برادر گفتم. خدا آنها را بیامرزد. خدا به تو و خانواده ات هم رحمت کند.
ازبک ها مردمان ناراضی هستند، آنها هرگز آینده را نمی بینند.
دوستان عزیز اجازه دهید من به شما بگویم! اینها هم توسط سیاست های روسیه کنترل می شوند! من می خواهم به رئیس جمهور تاجیک بگویم که آهسته برو و از مغز خودت استفاده کن نه دیگران!!!
قبل از اینکه ما را از جنگ بترسانید، فکر کنید چرا مادران فرغانه بچه هایشان را برای جنگ با تاجیک ها می فرستند؛ چون کاراکاپاکیا با کمبود آب مواجه می شوند، در حالی که مادران سمرقند و بخارا نمی خواهند ببینند پسرهایشان هم وطنانشان را می کشند. تاجیکستان یک جنگ را گذرانده است و خدا نخواهد که تکرار شود - به جای دو کشور مرفه، یک سومالی ایجاد می شود، آن را می خواهید؟ من فکر می کنم اگر تاجیکستان برای توسعه نیاز به نیروگاه آبی دارد، باید آن را درست کند و نیاز نیست از کسی اجازه بگیرد. تاجیکستان هیچ وقت همسایه اش را بی آب نمی گذارد - این روحیه تاجیک نیست، ما مثل برادران ازبک نیستیم که در سرمای زمستان 2008 ما را بدون برق و گاز رها کردند. در مورد قیمت گاز، شرم آور است که گاز به قیمت گران به همسایۀ خود بفروشید. اگر ما به شما آب بفروشیم خوب است؟
ازبک ها دعوا نکنید، ما به هر حال نیروگاه برق آبی را خواهیم ساخت. خدا به رئیس جمهور ما خیر بدهد، ما تاجیکستان را به پاریس تبدیل می کنیم.
هی ازبک ها، با اینکه من خودم ازبک هستم با شما لجبازی نمی کنم. اما اسلام کریموف، رئیس جمهور شما، و وکلایش تنها کثافت هایی هستند که با طراحان هیروشیما و ناکازاکی یکسان هستند. این نادرست است. آنهایی که با روگان مخالف هستند اول باید یقه خودشان را بو کنند. من به طور کامل از رئیس جمهورم و ایده اش برای ساخت کارخانه روگان حمایت می کنم. آیا در کشور شما کسی وجود دارد که با جان و دل از رئیس جمهورتان حمایت کند؟ ندارد! ازبکستان شما بهتر است ساکت باشید و برای ما دعا کنید. مردم شما اینجا به عنوان کارگر مهمان هستند، می دانید منظورم چیست. فضولی نکنید، آرام باشید، بهتر است مواظب دخترتان باشید!!!
همۀ این مسائل به دست سیاستمداران شوروی (رودزوتاک و لنین) بوجود آمده است که تصمیم گرفتند که قوم تاجیک حق دارند کشور خودشان را داشته باشند. همه روشنفکران می دانند که آسیای میانه سه پادشاهی داشته است که بیشتر آنها ازبک بوده اند. پس این اشتباه بزرگی است که تاجیک ها کشور خودشان را داشته باشند. من پیشنهاد می کنم که این موجودات وحشی را به اوراتپه یا کوهستان های دیگر بفرستیم تا همان جا زندگی و مبارزه کنند تا منقرض شوند. من وقتی پولدار شدم تاجیکستان را با ایستگاه های برق هسته ای محاصره می کنم. توجه کنید، تاجیک ها حق ندارند کشور خودشان را داشته باشند و من (و هر روشنفکر) دیگری آنها را به عنوان یک ملت قبول ندارد.
خیلی مواظب باشید، این خطرناک است!
دوستان عزیز سمرقند و بخارا توسط امیر تیمور ساخته شدند که یک ازبک بود. بسیاری از افراد می گویند که در این شهر تاجیک ها زندگی می کنند و بنا بر این شهر آنها است. اما این اشتباه است. شهری به نام شکرتوس در تاجیکستان وجود دارد که ازبک ها در آن زندگی می کنند و آنها نمی گویند که این شهر ازبکستان است. پس خوب فکر کنید دوستان من. من خودم یک تاجیک هستم. اما از ازبک ها حمایت می کنم؛ چرا که حق با آنها است و ناحیۀ سوگدیاسکایا به آنها تعلق دارد. می پرسید چرا؟ برای این که آنها نیز فکری همانند دارند. ناحیۀ ختلان باید به مردم افغان تعلق یابد؛ چرا که آنها نیز مانند افغان ها زندگی می کنند. طرز لباس پوشیدن و غذا خوردن آنها همانند است. بروید و تاریخ را بخوانید. در تاریخ آمده است که ناحیۀ سوگدیاسکایا بخشی از درۀ فرغانه است. پس بهتر است که زیاد حرف نزنید. ای بابا اسلام کریموف!
کاربران عزیز سایت سلام عرض شد. تاجیک ها مردمان خوبی هستند. ما دوست نداریم کسی مانع از ساخت نیروگاه برق آبی در سرزمینمان شود. برف و یخ های سرزمین ما منبع آن هستند. پس چرا نباید این نیروگاه را بسازیم؟ ما روگان را خواهیم ساخت و شما هم نمی توانید جلو آن را بگیرید، یادتان باشد. خدا به امامعلی رحمان رئیس جمهور بسیار محترم ما طول عمر و سلامتی دهد. طول عمر امامعلی رحمان و نیروگاه برق آبی روگان، ازبک های حسود این را به خاطر بسپارید. خدای بزرگ همه چیز را می بیند و می شنود. نوکرهای آمریکا، دل و جرأت داشته باشید. شما این هستید، دولت ازبک.
ازبک ها، جلو کار خوب دیگران را گرفتن گناه است و خدا شما را عذاب خواهد کرد. شما بارها تلاش کرده اید که ملت تاجیک را از بین ببرید و تاجیکستان را بگیرید. بسیاری از مردمان خوب در این راه جان داده اند. شما حتی یک خواننده عالی مانند کارماتولو قربانوف و امثالایشان را کشتید. اما هنوز به چیزی که می خواستید نرسیده اید. آیا به این فکر کرده اید که به قهر خدا دچار خواهید شد؟
ما نیروگاه برق آبی روگان را می سازیم و همه خوشحال خواهند شد. بحث نکنید، همه بحث ها فراموش خواهند شد و دشمنان ما از حسودی خواهند تِرِکید. بگذارید دوست هم بمانیم و یکدیگر را درک کنیم.
کنیازوف می خواهد مرز افغان را تا قزاقستان توسعه دهد.
من نمی فهمم، تاجیکستان فریاد می زند که نیروگاه را خواهد ساخت، می گوید که ما حسودی می کنیم؟ من یک ساکن معمولی تاشکند هستم و نمی فهمم که چرا ما باید حسودی کنیم. شما چه چیزی دارید که به آن افتخار کنید؟ استاندارد زندگی شما پایین است، اقتصاد ندارید و پشت سر ازبکستان هستید. به باشگاه جدید بنیادکار ما با مربی گران قیمتش اسکولاری نگاه کنید. در مورد روگان، کریموف رئیس جمهور ما پسر خوبی است، پس بکوشید آن را بسازید. ما می بینیم چه کار خواهید کرد.
من نمی فهمم ازبک ها چه مشکلی دارند ... اگر دقت نکرده اید بدانید شما هستید که فحش می دهید... چطور جرات می کنید در مورد فرهنگ ما صحبت کنید ... و به رئیس جمهور ما کاری نداشته باشید .. خدا رو شکر، او یکی از بهترین رئیس جمهورهای جهان است ... شما حسودی ما را می کنید... شما چشم ندارید ببینید که ما روی پای خودمان بایستیم ... یکی گفته بود که ما بلد نیستیم پولمان را در دهانمان قرار دهیم ... بهتر است دهان من را باز نکنید ... این شما هستید که دو رو هستید ... به جای اینکه به مردم مناطق دیگر نشان دهید که آسیای میانه ای ها بهترین مردم هستند شما خودخواهی می کنید و می خواهید به هدفتان برسید ... شما برای رسیدن به هدف ازبک ها را هم خوار می کنید ... 28 میلیون جمعیت ازبک، که چه؟ من برای آن 28 میلیون ازبک تره هم خورد نمی کنم!!! شما مردمان پستی هستید!!!
ازبک ها جنگ می خواهند؟ باشه، ما چیزی برای از دست دادن نداریم. ما تاجیکستان را از وجود ازبک ها پاک خواهیم کرد و شما را به ازبکو می فرستیم!!! یاد می گیرید که در صلح زندگی کنید، یا به شما درس عبرت خواهیم داد!!!
روگان باعث افتخار همه تاجیک ها است و ما آن را آن طور که برنامه ریزی شده است می سازیم. اگر جنگ شود، ما سمرقند و بخارا را پس می گیریم. این جوک نیست. ازبک ها تاریخی ندارند که دانشمندان زیادی آن را تایید کرده باشند. ازبک ها مانند گوسفند هستند. ازبک ها هیچ کاری نمی کنند بی خود انرژیتان را هدر ندهید. بعد از روگان ما نیروگاه برق آبی بالدجوون را خواهیم ساخت که ظرفیت بیشتری نسبت به روگان دارد. این پایان دنیا برای ازبکستان و یک دوره جدید کامیابی برای تاجیکستان است. ما روگان را خواهیم ساخت و این ربطی که رابطه خونی شما ندارد.
ما روگان را به هر حال می سازیم، چه بخواهید چه نخواهید!!! تاجیک ها ادامه دهید!
شما نیروگاه نخواهید ساخت، حرامزاده ها، شما از ما ازبک ها گدایی خواهید کرد.
دوستان عزیز اجازه دهید در مورد ساخت نیروگاه برق آبی روگان بحث و جدال نکنیم. ازبک ها برده های ما بوده اند و می مانند. مردم شما تا پایان قرن 21 نمی مانند. ما شما را آدم کردیم و اکنون شما می گوئید که ما احمق هستیم. قبل از توهین به دیگران فکر کنید. شما قرن ها آب ما را خوردید و اکنون فکر می کنید ما احمقیم. همه ازبک های لعنتی برده های تاجیک ها هستند و خواهند بود. من به عنوان یک شهروند واقعی تاجیک این حرف را می زنم.
تاجیک ها و ازبک ها قرن ها با صلح با یکدیگر زندگی کرده اند. ازبکستان باید به ساخت نیروگاه برق کمک کند. یا ساکنان کولیاب ما همه چیز را تا قطره آخر از تاجیک ها خواهند گرفت.
من باید بگویم که شهرهایی که به تازگی شهرهای ازبک شناخته می شوند، یعنی سمرقند و بخارا، قرن ها شهرهای ما بوده اند. این نژاد تاجیک است... من دوست دارم به شما گوشزد کنم، دوستان من، که امیر تیمور (تامرلان) دولتش را در اطراف سمرقند ساخت، شما می دانید چه می گویم ... لذا، من فکر نمی کنم اخلاقی باشد که در مورد ساختن یا نساختن نظر بدهید.
به نام خداوند بخشنده و مهربان، درود بر شما. ما نیروگاه برق آبی خود را خواهیم ساخت و کسی نباید دخالت کند. هیچ کس جلو ما را نخواهد گرفت. ما نژاد آریایی هستیم و ما نیروگاه های برق آبی را در زمین خودمان می سازیم. خداوند کریم از ما محافظت خواهد کرد، خدا بزرگ است!
برادران، ازبک های چادرنشین. از حسودی عصبانی نشوید. شما قبلا سمرقند و بخارا را از ما گرفته اید و فرهنگمان را دزدیده اید، بگذارید ما زندگی کنیم و از زندگی خود لذت ببریم. خدا به مردم ما و به امامعلی رحمان رئیس جمهور دوست داشتنی ما طول عمر دهد. چه بخواهید چه نخواهید ما به خواست خدا صدها نیروگاه برق آبی مثل این خواهیم ساخت!!!!!!!!!!
مردم، این همه انزجار ناشی از چیست؟ آیا فکر می کنید که اگر کسی احساس بدی دارد، شما احساس خوبی دارید؟ شاید یک گام بد بهتر از یک بحث خوب باشد؟ یک دقیقه توقف کنید و در مورد بچه هایتان فکر کنید. چه چیزی برای آنها می گذارید؟ شما نباید به یکدیگر توهین کرده و یکدیگر را تهدید کنید. زمین یکی است. ما کشورهای مرتبط هستیم. با فحش دادن و ترساندن یکدیگر، شما حس مشترک باقیمانده را از دست می دهید.
مسکو و تاشکند همیشه می خواسته اند که بر این کشور کوچک آسیای میانه تسلط داشته باشند. دهه های 1920 و 1990 شاهد این مساله هستند، وقی که سربازان ازبک از مسیر رگار وارد دوشنبه شدند و نیروهای امنیتی تاجیک را کشتند. برخی نویسندگان می گویند که تاجیکستان علیه قوم ازبک تبعیض نژادی قائل می شود اما به فهرست نگاه کنید و اجداد رهبران "ارشد" را ببینید، نیمی از آنها ازبک، لکی، و دیگر فرقه های ترک زبان بوده اند. شما می نویسید که با ساخت نیروگاه برق آبی روگون پایین دست رودخانه بدون آب می ماند و رود آرال خشکتر خاهد شد. در دهه 1980 زمانی که من از جمهوری کاراکاوپاک دیدن کردم، نمک به لبه های رود رسیده بود. این وحشتناک است اما نباید مردم تاجیک را مقصر دانست. مردم تاجیک خواستار یک زندگی خوب هستندو نمی خواهند به همسایه ای مانند ازبکستان وابسته باشند. احتمالا وقتی حاکمان کنونی از قدرت کنار بروند و افراد عاقلتری به قدرت برسند دو کشور به توافق خواهند رسید. ما به روگون نیاز داریم چه شما بخواهید چه نخواهید. به روسیه نگاه نکنید، آنها روسهایی نیستند که در قرنهای 19 و 20 بودند. آنها ما خیانت کرده اند و خیانت خواهند کرد.
این منابع آبی آسیای میانه فقط به تاجیکستان تعلق دارند. بنابراین ساخت سریعتر این کارخانه تولید برق آبی راهبردی ضروری است. از نقطه نظر اقتصادی بسیار جالب توجه است. بسیاری از مسائل دیگر بعد از ساخت آن حل خواهند شد.
دلیلش بی اعتقادی بین دو مردم است! تمام شد و رفت! تفاوت هایی وجود دارد چون مسلمانان از مذهب خود برگشته اند. من با نگاه کردن به نظرات تعجب کردند که مردم می گویند "ما به هر حال آن را می سازیم" و "با وجود مخالفت می سازیم". این خوب نیست. ازبکها مسلمان هستند. پیامبر (صلی الله علیه) گفته است "مسلمانان مانند یک بدن هستند. اگر عضوی آسیب ببیند، کل بدن متاثر می شود" (این چیزی است که حدیث می گوید). بر اساس حدیث، مسائل ازبک ها مسائل ما هم هست. برادران مومن. همه باید به این توجه کنند.
ما می توانیم تا ابد در موردش بحث کنیم؛ اما باید برایش کاری هم بکنیم. یا ما به سازش می رسیم، یا چاقو و چنگال به دست می گیریم و دوباره می جنگیم. تاجیک ها برای توسعه به برق نیاز دارند؛ اکنون این یک پتانسیل بزرگ است. ازبک ها همیشه از یک چیز ناراضی هستند: یا با کمبود آب مواجه می شوند یا مردم ما و چیزهای دیگر را دوست ندارند. آنها آب می خواهند؟ خیلی خوب! ما سارز را باز می کنیم و آنها هر چه قدر آب می خواهند می گیرند. آنها در آن شنا خواهند کرد!
رئیس جمهور کریم اُف می ترسد که نتواند به کشورهای همسایه برق بفروشد، چون برقش گران است! او از این می ترسد! ذخایر آبی زیادی در ازبکستان است و هیچ کس در مورد آنها صحبت نمی کند! اما منبع در مورد سیری دریا حرف می زند!
ازبکها به «کارخانه ذوب آلومینیوم تاجیک» و راه آهن رو آورده اند؛ چون آنها نمی توانند راهی پیدا کنند. آنها چیزی علیه روگون ندارند. ما هر شکل آن را می سازیم حتی اگر بان کی مون با آن مخالف باشد. اگرچه آنها می گویند که دبیرکل سازمان ملل به تاجیک ها پیشنهاد داده است که تنها چهار واحد بسازید تا ازبک ها ساکت شوند. اما من مطمئن نیستم رئیس جمهور ما قبول کند.
آهای، تاجیک ها! اگر گاز و برق می خواهید، ما در ازبکستان منتظر شما هستیم. ازبک ها مردم مهمان نوازی هستند. چرا ما باید حسودی شما را بکنیم؟ آخه چه چیز خوبی دارید که ما بخواهیم حسودی کنیم؟
ما مسلمانان بدون جنگ می توانیم کارهای خیلی خوبی انجام دهیم و به نتیجه برسیم. اگر برخی از ما می خواهند بجنگند، بهتر است به فلسطین بروند و با اسرائیل بجنگند. یک پاکستانی.
به ساختن ادامه دهید! آنجا غرق می شوید!
ازبکها، ما پس از این که کارخانۀ برق آبی ساخته شد ترتیب شما را می دهیم. شما هم نمی توانید مقاومت کنید. بروید به جهنم!
درود بر شما. من همۀ چیزهایی که در بالا گفته شده است را خواندم و واقعا ناراحت شدم. خیلی اذیت شدم. ما ازبکها و تاجیکها برادر هستیم و فکر نمی کنیم که این یک بازی تبلیغاتی است. خیر. ببینید، همه ما در بین اجدادش تاجیک و ازبک دارد برای مثال مادر ازبک و پدر تاجیک است. مردم ما با یکدیگر ادغام شده اند پس با یکدیگر دعوا نکنید. شما اینجا جنگ به پا کرده اید. آنهایی که می گویند: «کریم اُف گردن رحمان را می شکند!» شاید اشتباه کرده باشند. فکر می کنید تاجیک ها ارتش ضعیفی دارند؟ خدا کند هیچ وقت جنگ نشود؛ چون جوانان می میرند و مادرانشان گریه می کنند. چه کسی به این نیاز دارد؟ به جنگ نیازی نیست.
جنگ می خواهید؟ مساله ای نیست. شما ازبک ها بیشتر ضرر می کنید: آندیجان، فرغانه، سمرقند، و بخارا. فکر می کنید ما تحملتان می کنیم؟ بویژه کاراکالپاکس؟ شما بین تاجیکستان و قزاقستان تقسیم خواهید شد و قرقیزستان هم یک سهم می برد..
اسلام کریم اُف یک مرد واقعی است. من به او احترام می گذارم! رحمان در سرتاسر دنیا پول گدایی می کند؛ چرا که از خودش مُخ ندارد. تاجیک ها، شما باید ازبک ها را استخدام کنید تا کشورتان را به جایی برای زندگی تبدیل کنند.
مردم تاجیک بابت همه این مسائل مقصر هستند. ازبکستان رحمان را به عنوان رئیس جمهور گماشت تا جنگ داخلی تمام شود. چرا دوباره او را انتخاب کردید؟ شما خود را «مردم بزرگ تاجیک» می نامید؛ اما این طور که رئیس جمهور انتخاب کردید (رئیس یک مزرعه کمونیستی) می توان در مورد توسعه فکری شما قضاوت کرد. رحمان رئیس یک مزرعه کمونیستی بوده است و با شما مثل رمه های گوسفند رفتار می کند. من یک دوست کره ای در دوشنبه دارم که می گوید: «وقتی می خواستم کار پیدا کنم، به من گفتند که هر وقت گذرنامۀ تاجیکی داشتی، دنبال کار بگرد.» دوست من شکل کره ای ها است. می گوئید خیلی زرنگ هستید؟ شما همه رمه های گوسفندید.
دوستان، آرام باشید! چرا هنوز در مورد روگون صحبت می کنید، بهتر است در مورد ایمنی ذخائر آبی مان صحبت کنیم. مزدوران شما زندگی ما را 70 سال به لجن کشیدند، صدها هزار تاجیک را در طی جنگ داخلی کشتند، الان شما به آب رو آورده اید. شما چه جور مردمی هستید؟ هیچ وقت سیر نمی شوید. چطور زمین شما را تحمل می کند؟ خداوند متعال به هر ملتی ثروت داده است. شما از گاز، نفت، و برق برخوردارید و ما از طبیعت بکر و آب برخورداریم. نگران آن نباشید و از انرژی خود برای کارهای خوب استفاده کنید.
رفقا، کسی که فرهنگ لغت معاصر ازبک را بخواند که قبل از این که وضعیت زبان رسمی ازبک شکل بگیرد منتشر شده است می بیند که 70 تا 80 درصد آن کلمات تاجیکی است. پس کارخانه برق آبی روگون یک بهانه است. ازبکستان نمی خواهد این سد ساخته شود چون یک سکوی پرش برای توسعه تاجیکستان است. اگر کشور استقلال اقتصادی داشته باشد فرهنگ و ارزش هایش توسعه پیدا خواهند کرد؛ در حالی که ازبکستان نمی خواهد دست خالی بماند.
اگر کریموف گردن ما را می توانست بشکند مدتها قبل این کار را کرده بود. شما ما را از جنگ می ترسانید و می گویید که کشور 28 میلیونی هستید، فکر کرده اید ما می ترسیم؟ ما آماده جنگیم، اما شما همه آمادگی دارید؟ فرقی ندارد که رئیس جمهور ما شکل کیست. او یک مرد واقعی است و کاری که می گوید را می کند و کسی نیست که یک بار به شرق و یک بار به شمال رو بیاورد. بردارها نباید یکدیگر را سرزنش کنند اما ما می بینیم دولت شما در آندیجان چگونه است.
ساخت کارخانه برق آبی روگون یک مساله داخلی تاجیکستان است و نیازی به میانجی گری ندارد. مگر می شود شما دلتان بخواهد به من بگوئید کی و چه طور با زنم بخوابم؟
روز همگی خوش! روی اعصاب مردم و همسایه ها راه نروید. ما به هر شکلی که باشد کارخانه برق آبی خودمان را می سازیم. این شما نیستید که تصمیم می گیرید. من فکر می کنم دولت بهتر می داند، اما شما نباید ما را متهم کنید. ما همسایه شما هستیم. ما در گذشته توسط شما تحقیر شده ایم. اما ما نباید اعتراض کنیم. همه چیز باید به صورت صلح آمیز حل شود. مقامات باید این کار را بکنند، نه شما! آنها خوبی ملت خود را می خواهند. اگر خطرناک است، چرا آنها شروع به ساخت سد کرده اند؟ صلح برای همه.
همسایگان عزیز، همه چیز خوب خواهد شد! ما به شما گاز، برق، و گرمایش می دهیم ... اما شما باید پولش را بدهید.
یہ ہمارے ملک میں ہمارا دریا ہے۔ ہمیں اپنے ملک میں بجلی پیدا کرنے کے لئے اس پر بجلی گھر تعمیر کرنے سے کون روک سکتا ہے؟ کوئی بھی نہیں اور اب ہمیں کوئی چیز نہیں روک سکتی۔
اپنے پن بجلی گھروں کے منصوبوں سمیت جہنم میں جاؤ۔
1930 کی تاریخی اور سیاسی ناانصافیوں کو بھلا دیا گیا ہے لیکن آج کے وسطی ایشیا میں ان واقعات کا تجزیہ کیے بغیر تعلقات قائم نہیں کیے جا سکتے۔ جیسا کہ سب کو معلوم ہے کہ سوویت یونین کے قیام کے ابتدائی سالوں میں ازبکستان کے سیاسی رہنماؤں کی خواہش تھی کہ وہ علاقائی رہنما بن جائیں یا نرم الفاظ میں کہا جائے کہ وسطی ایشیا کا مرکز بن جائیں۔ وہ تاجکستان میں روگن کو ناپسند کرتے ہیں اور اسی طرح وہ قازق، ترکمان اور کرغیز عوام کے خلاف ہیں۔ ان کے عزائم نے ایک لحاظ سے ان پر ہر شخص اور ہر چیز سے متعلق شدید دیوانگی طاری کردی ہے۔ وہ کریلوف کے کھیل موسکا کے مرکزی کردار جیسے لگتے ہیں اور جونہی کسی ہمسایہ ملک میں کچھ ہونے لگتا ہے تو وہ احمقانہ انداز میں واویلا شروع کر دیتے ہیں جس سے ازبک عوام کی بدنامی ہوتی ہے۔ آپ ہمیں ماحولیاتی اثرات کے جائزے سے ڈرانے کی کوشش نہ کریں۔ ہمیں اس سے اتفاق ہے۔ بلکہ بحیرہ ارال کو بچانے کے پروگرام کے طور پر ہمیں بھی ایک ماحولیاتی جائزہ سر انجام دینا چاہیے کہ پانی کہاں غائب ہو جاتا ہے، کتنے آبی ذخائر تعمیر ہو چکے ہیں اور ازبکستان میں پانی کیسے استعمال کیا جاتا ہے۔ اور یہاں پر ہی اصل تکلیف ہوگی۔ ان کیمیائی اجزاء کے ماحولیاتی اثرات کے بارے میں کیا خیال ہے جنہیں کپاس کی پیداوار بڑھانے کے لئے آمو دریا اور سر دریا کے طاسوں میں گلیشئر پر پھینکا گیا یا پھر ازبکستان کے پورے نظام آب پاشی کی تباہی کو کیوں نہ زیر غور لایا جائے جسے چوتھے پنج سالہ منصوبے میں تعمیر کیا گیا تھا؟ پانی کے اس طرح کے استعمال کا طریقہ دنیا میں کافی عرصہ قبل ترک کر دیا گیا تھا۔ انہیں آفات یا ڈیم ٹوٹنے کے بارے میں خبردار کرنے یا پھر ہلاکتوں کی صورت میں ذمہ داری کی بات کرنے کی ضرورت نہیں۔ اس طرح کے واقعات کی پیش گوئی نامکن ہے۔ ہر چیز اللہ کی مرضی سے ہوتی ہے۔ یہ صرف ڈھونگ ہے۔ اگر ہمسایوں کو یہ چیز پسند نہیں ہے تو اس کا کوئی علاج نہیں ہے۔ جیسا کہ کہاوت ہے کتے بھونکتے رہتے ہیں اور قافلے کے مسافر اپنی راہ چلتے رہتے ہیں۔ انہیں اس پر زیادہ سے زیادہ رقم ضائع کرنے دیں۔ ہماری قسمت میں اکٹھے
ازبکوں کی جانب سے تاجکستان اور روگن کے متعلق اس طرح کے دور کی کوڑی لانے کے مترادف بیانات کے جواب میں تاجکستان کو مزید پانچ پن بجلی گھر اور 10 صنعتی کارخانے قائم کرنے چاہئیں۔
من فکر می کنم که سوء تفاهمات میان دو کشور برادر کار قدرت های بزرگ است که بیش از یک قرن است از آنها سوء استفاده می کنند. با این حال، واکنش ناقص به این وضعیت توسط کشورهای آسیای میانه یک مساله نگران کننده است. ساده است این سیاست "تفرقه بیانداز و حکومت کن" قدرت های بزرگ است که دوست دارند از این مسائل سود ببرند. من معتقدم اگر کشورهای آسیای میانه مشکلشان را به شیوه دیپلماتیک و دو جانبه حل کنند، منطقه شکوفا می شود و قوی تر خواهد شد و مانند زمان فعلی در مقابل تهدیدهای خارجی قرار نمی گیرد.
تاجیک ها، 100 صد بار تکرار می کنند «ما می خواهیم کارخانه برق آبی را بسازیم، چه شما بخواهید چه نخواهید. سپس یک روزی روگون خودش ساخته خواهد شد. به عنوان یک نکته جدی باید گفت وضعیت نیروی برق و تامین گاز طبیعی در ازبکستان چندان هم بهتر نیست. قطعی برق در همه جا خارج از پایتخت متداول است، فشار گاز طبیعی چنان کم است که در بسیاری از مناطق مردم خانه هایشان را با وسائل دیگر گرم می کنند. تاجیکستان به افغانستان برق می فروشد (همان کاری که ازبکستان می کند) و من هیچ دلیلی نمی بینم چرا برق به خارج می فروشد وقتی «بچه هایش در زمستان از سرما یخ می زنند.» دولت تاجیکستان می خواست تا برق ارزانتر از ترکمنستان وارد کند (چون سیستم تبادل برق آسیای میانه وجود داشت) و آن را با سود بالاتر به افغانستان بفروشد. روشن است که دولت تاجیک از ازبکستان به عنوان سپر بلا برای مشکلات خودش استفاده می کند.
ہم ہر صورت میں ایک روز اپنا روگن بجلی گھر تعمیر کرلیں گے۔ کیا آپ کو میری بات سمجھ میں آ رہی ہے؟
ازبکستان! وہ ہم سے جلتے ہیں اور ہر تاجک کو یہ بات معلوم ہے۔ ہمارے روگن بجلی گھر کی تعمیر جاری ہے اور ہم اسے جاری رکھیں گے۔ پہاڑ ہمارے ہیں، دریا ہمارے ہیں اور روگن ہمارا ہے۔ ازبکوں کو خشک سالی اور سیلابوں جیسے مسائل کا سامنا کرنا پڑے گا جو اپنے ہمسایہ ملکوں کے ساتھ ان کے سلوک کی سزا ہو گی۔
میں ایک تاجک باشندہ ہوں لیکن ازبکستان میں رہائش پذیر ہوں۔ ہمیں جھگڑنے کی کیا ضرورت ہے؟ میں اپنی مادر وطن ازبکستان اور اپنے شہر سمرقند سے محبت کرتا ہوں۔ تاجکستان کے لوگو، آؤ امن سے رہیں ورنہ آپ کے لئے مسائل پیدا ہوں گے۔ ہمارا خون ایک ہی ہے۔
کنیازیف ازبکستان کی اسپیشل سروسز کے ایک افسر ہیں۔ مجھے ایک اور بات بتائیں، اگر ایسی بات ہے تو کیا انہیں وہاں پر ناپسندیدہ شخص قرار دیا گیا ہے؟
ایک بار دو آدمیوں کی ملاقات ہوئی۔ پہلے نے دوسرے سے پوچھا، "کیا؟ تم یہاں چراغ کی روشنی میں بیٹھے ہو؟" دوسرے نے جواب دیا، "بالکل ٹھیک کہا۔ دو سالوں میں تم برتنوں میں پانی لے جا رہے ہوگے۔" اس کا سبق یہ ہے پہلے تولو پھر بولو اور عمل کرو۔
ساخت روگون بدون تحقیق و تخصص مستقل بین المللی یک جنایت بزرگ علیه بشریت است. من می گویم ساخت روگون 100 درصد سیاسی است و در جهت منافع مردم تاجیکستان نیست. اگر دولت تاجیکستان می خواست برای مردمش برق تهیه کند، آنها می توانستند چند سال پیش ایستگاه های برقی کوچک و متوسط بسازند. در این شرایط دشوار اقتصادی که تاجیکستان دارد، وقتی شهروندان عادی از سیستم کنونی خسته شده اند، به نفع رحمان است که توجه مردم را به سوی یک «دشمن خارجی» سوق دهد که در این مورد ازبکستان است. سرزنش کردن های هر روزه دولت ازبکستان و حتی قوم ازبک برای عدم موفقیت رحمان باعث تشدید تنش قومی می شود. قوم ازبک در تاجیکستان با تبعیض و مشکلات متعددی روبرو است. این وضعیت تا ابد نمی تواند ادامه پیدا کند.
حسودی! این حسودی است، هیچ چیزی جز حسودی صِرف نیست! مردم ما و جمهوری ما به این کارخانه برق نیاز دارند. ما آن را خودمان می سازیم و هیچکس نمی تواند مانع کار ما شود. ازبکستان نمی خواهد که تاجیکستان پیشرفت کند اما تاجیک ها مردمی صنعتگر و کهن هستند! ما این کارخانه برقابی را خواهیم داشت، ما همه چیز خواهیم داشت!
تاجیک ها نباید ما را تهدید کنند! چاقو دسته خودش را نمی برد! و دست از حمله به رئیس جمهور ما بردارید. کارخانۀ آلومینیوم شما قسمت جنوبی کشور ما را آلوده کرده است. اکنون می خواهید آبمان را هم بگیرید! فکر می کنید 28 میلیون نفر شما را تحمل خواهند کرد؟ و در مورد سرویس های مخفی فریاد نزنید. ما به صلح نیاز داریم؛ اما بدون آب، ما تاجیک ها را راحت و در صلح نمی گذاریم.
این رودخانه ما است. ما روگان را می سازیم و به ازبکستان برق با قیمت بین المللی می فروشیم؛ همانطور که آنها گاز می فروشند. همه ادعاهای آنها به علت حسودی ملت بزرگ ازبک است.
سلام! من می خواهم نظرم را بگویم. تاجیک ها و ازبک ها قرن ها است که با هم روابط خونی دارند. هیچ کس دیگری جز این دو ملت حق ندارند در مورد مسلۀ ما حرف بزنند هر کسی می خواهند باشد. در خانواده من، همسرم ازبک است و مادرش هم ازبک است. کشورهای ثالث نباید در سیاستهای داخلی دو کشور دخالت کنند. ما می توانیم خودمان مسلۀ را به شیوه برادرانه با کمک خداوند حل کنیم. و ما خودمان کارخانه برق روگون را به مرور زمان خواهیم ساخت.
این همه مشکل از کجا بوجود آمده است؟ برادران دینی ازبک نوار را برگردانید. دهه 1930 را به خاطر بیاورید زمانی که تاجیک ها در نمنگان، بخارا و سمرقند با زور اسلحه مجبور به تعویض پاسپورتشان شدند! پیش از آن، چه کسی علیه امیر بخارا قیام کرد؟ فرونز نبود. ادامه بدهم؟ مردم راست می گویند: حرف تازه همون حرف قدیمی فراموش شده است. من به ملت ازبک ایراد نمی گیرم؛ بلکه طرف صحبتم مقامات ازبک است. آیا در دهه 1990 کسی با قطار از ازبکستان رده شده است؟ آنهایی که رد شده اند می دانند که چطور ازبک ها تحقیر می شدند. آن زمان که روگانی در کار نبود. منطقش ساده است. این افراد می کوشند تا مانع از توسعه همسایه اشان شوند. آنها می خواهند به هر قیمت به هدفشان برسند. شما در زمستان مشکلی ندارید، برق و گاز دارید؛ در حالیکه بچه های ما نزدیک است از سرما بمیرند. مقامات در ازبکستان می خواهند به غربی ها ثابت کنند که آنها فرهنگ مشابه دارند و آنها کاملاً آدم های متفاوتی هستند. اما آنها فراموش کرده اند که خط سیریلیک را به لاتین تغییر دهند...! آنها این بازی را شروع کردند. فکر کنید داریم فوتبال بازی می کنیم. شما می آیید و گل می زنید. ما هم نیاز داریم گل بزنیم والا اگر فقط یک تیم گل بزند دیگر چه بازی است؟ علاوه بر آن، شما نیستید که باید قانون بگذارید. یک ضرب المثل قدیمی می گوید: اگر اسم گل لاله را گل رز بگذارید، به هر حال باز هم بوی گل لاله می دهد. همه سلامت باشید.
اگر همۀ شما مخالف ساخت کارخانه برق روگان هستید، راهی نمی ماند جز ساخت کارخانه هسته ای ... نظرتان چیست؟ این مسئله را در سازمان ملل مطرح می کنید؟
احتمالاً ازبک ها دستور جنگ داده اند اما محلی های کولاب از آن سود برده اند. تعداد تاجیک های کولاب کم است. کریموف می کوشد تا ثابت کند که تاجیک نیست؛ در حالی که رحمانوف می کوشد تا ثابت کند تاجیک است. تاجیک ها با این کارها کاری ندارند. اصل مسئله این است. بگذارید تا فکر خودشان را بکنند. ما بدون نیاز به آنها خودمان کارخانه برق آبی را می سازیم.
چرا قرقیزها یکی مثل کنیازوف را تحمل می کنند؟ او در بیشکک زندگی می کند و برای خوشامد تاشکند و مسکو می خواند. خدا رو شکر که ما در تاجیکستان چنین کسانی را نداریم چون ما واقعاً در حال مستقل شدن هستیم و هموطنان ما به سرزمین مادری خود فکر می کنند.
از این چیزی که اینجا گفته شده است تعجب می کنم. ما مثل شماها پر رو نیستم. من خواستار صلح در منطقه هستم. از اول هم باید مرزها بسته می شد. بهتر است با یکدیگر همکاری کنیم تا اینکه پشتتان را به همسایۀ خود بکنید. در طرف دیگر هم وضع همین طور است. صلح مهمترین چیزی است که ما داریم. اگر نمی خواهید کارخانه هسته ای ساخته شود به ما چیزی بدهید که نیازمان را برآورده کند. نظرتان چیست؟
حق کاملاً با کریموف است. اگر حادثه ای اتفاق بیافتد هیچکس مسئولیت آن را نمی پذیرد. تاجیک ها کسانی هستند که هرگز مسئولیت کارهایشان را نمی پذیرند. اما اگر جنگ شود، کریموف می تواند به راحتی گردن رحمانوف را بشکند، مطمئن باشید.
هیچ تحلیلگر سیاسی مستقلی در ازبکستان وجود ندارد، این مسخره است. کنیازوف، عضو سرویس مخفی ازبکستان است و اصلاً کریموف کیست که چیزی از قرقیزستان و تاجیکستان بخواهد؟
تاجیک ها باید با سیاستمدارها و متخصصان ما (ازبک ها) موافقت کنند که اگر آنها کارخانه برق آبی را بسازند و چیزی پس از آن اتفاق بیافتد، خدا رحم کند، افراد زیادی می میرند، من فکر نمی کنم دولت ازبک فقط بنشیند و تماشا کند.
سپرده هایی که در بانک آلپ ژامول نگهداری می شوند برگردانده خواهند شد. سایت رسمی بانک مرکزی ازبکستان گفته است که مجوز بانک و مجوز عمومی برای عملیات ارزی خارجی به موجب ماده 53 قانون «بانک مرکزی جمهوری ازبکستانم» و ماده 14 قانون «بانکی و بانکداری» از بانک آلپ ژامول گرفته خواهد شد. مجله بانک مرکزی نوشته است که همه سپرده هایی که توسط اشخاص حقیقی واریز شده است به بانک خلق جمهوری ازبکستان منتقل شده است، شامل واریزها به ارز ملی و خارجی، سپرده های بیمه ای و پول کارتهای پرداخت بین المللی ویزا. واریز کنندگان می توانند پس از پر کردن درخواست در بانک خلق جمهوری ازبکستان پول خود را پس بگیرند. پول به همان ارزی که واریز شده است بازپرداخت خواهد شد. شرزود کریموف
سلام، همسایه باید غم همسایه خود را بخورد. ما دشمن نیستیم. ما مثل شما نیستیم، شما بخیل هستید
در جهان جایی برای آدم های پلید و جنگ طلبی مانند کنیازف پیدا نمی شود!
بخواهید یا نخواهید ما می خواهیم یک کارخانه برق آبی درست کنیم.